اولاد او و مقام خضر عليه السلام را زيارت كرديم . با حضرت جنابى پاشا ملاقات نموديم كه بىاندازه لطف ارزانى داشت .
سپس از راه بيگ بازار به بولو و از آنجا نيز به مودورنو گذشتيم .
بعد به كونيك رسيديم و مزار حضرت آق شمس الدين را زيارت كردم .
پس از آن از يكيجه طراقلى به گيوه آمديم و از پل رود صاقريه « 1 » گذشتيم . از رود آغاج دكزى هم عبور كرديم . از راه صبانجه « 2 » به ازنكميد « 3 » رسيديم . مزار حضرت نبى خواجه را زيارت كرديم . از آنجا از راه گكيويزه « 4 » آمديم ، از بوغاز اسكودر « 5 » گذشتيم و با صحت و عافيت به دار السلطنه اعنى به محروسهء استانبول و اصل شديم .
« الحمد لله الذى انقذنا من المهالك و اوصلنا الى خير الممالك » الغرض پس از چهار سال تمام محنت و آلام سرانجام جمله درد و الم مرتفع گشت در سنه اربع و ستين و تسعمائه در اوايل شهر رجب المرجب با اقوام و اقارب و اخوان مواصلت دست داد .
فحمدا ثم حمدا على الالاء و النعماء عمدا
و چون پادشاه سعادت دستگاه در شهر ادرنه تشريف داشتند بخاطر آستان بوسى سرير سعادت شان روز دوم به بلده ادرنه رهسپار شدم كه به حمد اللّه دوباره ميسر شد .
هامش
( 1 ) - امروز « ساكاريا » نام دارد .
( 2 ) - امروز « ساپانجه » است .
( 3 ) - امروز « ازميت » است در گوشه خليج ازميت از درياى مارمارا ( مرمره )
( 4 ) - امروز « گبزه » نام دارد .
( 5 ) - محلات آسيائى شهر بزرگ استانبول امروزى در كنار درياى مارمارا