تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
بو سر كردانلغك پايانى يوقدر * وجودك سر تسر خاك اولمينجه « 1 »
سپس به اميد آستان بوسى درگاه سعادت عازم ولايت روم شديم و به ارغينى « 2 » آمديم . در آنجا نبى ذو الكفل عليه السلام را زيارت كرديم و از راه خارپوت « 3 » به شهر ملاطيه آمديم و منسوبان سيد غازى سلطان را زيارت كرديم . از آنجا به شهر سيواس كه در ولايت روم است روى نهاديم در آنجا با عبد الوهاب ملاقات كرديم . لطف و التفات ارزانى داشت . مرقد عبد الوهاب غازى را زيارت كرديم و به ديدن على بابا رفتيم و از او ادعاى خير گرفتيم . سپس عازم استانبول گشتيم . در راه از صحراى كن به قره حصار بهرامشاهى و از راه بوزاوق به حاجى بكتاش آمديم . مزار سلطان حاجى بكتاش ولى و بالم سلطان را زيارت كرديم . از آنجا به قيرشهر رسيديم . مزارهاى آخى اوران و عاشق پاشا را زيارت كرديم و از راه اياش از دره وارصق « 4 » ورود قزل ايرمق از پل چاشنىگير گذشتيم و به شهر انگورى « 5 » و اصل شديم . مزار حاجى بيرام سلطان و
هامش
( 1 ) - ترجمه ابيات چنين است :اين هوى و هوس از سرت بيرون نرود * تا دماغت جمله به خاك انباشته نشود اين سرگردانيت را پايانى نيست * تا وجودت سرتاسر خاك نشود( 2 ) - شهرى نزديك ديار بكر . ( 3 ) - آن را العزيز هم ميگويند و امروز « الازيك » نام دارد . ( 4 ) - امروز بنام « وارساك » ناميده مىشود . ( 5 ) - امروز « آنكارا » نام دارد .