تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
مذاهب هم اطاله لسان مىشود . گفت مگر علماى ما ( شيعه ) از علماى امت بشمار نيستند ؟ گفتم تمام علماى از اين جمله هستند و بعد گفتم مگر بر شما معلوم نيست كه فرموده‌اند « لحوم العلما مسمومه من شمها مرض و من اكلها فقدمات » بنابراين كسانى كه به علما ناسزا گويند در دنيا و آخرت گرفتار مىگردند . صفوى ديگر نتوانست جواب بدهد و سخنم را قطع كرد و گفت آنچه مىگويند همه اين قبيل حرفها جز اسناد و بهتان چيزى نيست در ميان ما كسى به علما زبان درازى نميكند حقير هم مناسب ديد ورق را برگرداند و دنبالهء صحبت را به جاى ديگر بكشاند . روزى شاه از فقير پرسيد اين همه در جهان گشتى ، كشورها و شهرها ديدى . كدام شهر و كدام كشور مطبوع و مقبول طبع تو شد . فقير بالبداهه اين بيت را خواندم :

لمؤلفه

كروب سير ايلدم هر شهرينى كرچه بود نيانك * نظيرين كورمدم هركز ستنبول و قلاتانك « 1 »
شاه تصديق فرمود سپس پرسيد حقوق بگلربيگىها و امراى روم چند تومان است ؟ حقير به عرض رسانيده گفت : در ديار روم حقوق
هامش
( 1 ) - معنى بيت اينست :اگرچه هر شهر اين دنيا را گشتم و ديدم * هرگز نظير استانبول و گالاتا ( بخشى از استانبول امروزى ) را نديدم