يكى از اميران شاه بنام يوزباشى حسن بك كه از مصاحبان خاصه بود گفت « خزينهاى عالى و قيمتى است » من در جواب گفتم خزينهء اصلى پادشاهان سيم و زر نيست بلكه آلات جنگ است و دليرى شكر خدا را كه شاه هم دليرى دارند و هم آلات جنگ . حسن بك از اين پاسخ مبهوت ماند و ديگر چيزى نگفت .
ايلچى شاه كه ثابت آغا نام داشت پيش از ما از راه تبريز روانه شده بود . شاه ما را تقريبا يك ماه در آنجا نگه داشت و هرچند روز يك بار به ميهمانى دعوت مىكرد و التقاب ارزانى مىداشت . صحبت ما با شاه بسيار صميمانه بود .
روزى در اثناى صحبت گفت شنيدهايم كه براى كمك به براق خان سيصد نفر ينگى چرى فرستادهاند . دربارهء ايشان چه ميدانى ؟
عرض كردم آنها براى معاونت و كمك براق خان فرستاده نشدهاند چون چركسها در راه هشترخان بابا شيخى را كه از اولاد شيخ احمد يسوى بود شهيد كرده بودند و راهها را بسته بودند اين عده براى تأمين آسايش مردم و امن ساختن راه بازگشت مرحوم و مغفورله شيخ عبد اللطيف فرستاده شده بودند . اگر مقصود فرستادن كمك براى براق خان مىبود نه تنها سيصد نفر بلكه لازم بود چندين هزار نفر فرستاده شود . شاه گفته فقير را پذيرفت .
روزى در بزم شاه مير ابراهيم صفوى كه از خويشاوندان شاه و علماء بود از فقير پرسيد كه شنيدهايم علماى روم ما را تكفير مىكنند سبب چيست ؟ فقير گفت شنيده شده است كه بعضىها صحابهء رسول اكرم
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: محمود تفضلى
ص١٧٨