پادشاه از اين اشعار مسرور گشت و چون فرمانهاى پدرش را ديد با سفر ما به كابل هم موافقت فرمود . براى همراهى ما كسانى گماشت .
چهار هزار « 1 » هم براى ما فرستاد . ما باتفاق همراهان از ما نككوت به لاهور آمديم پادشاه هم به لاهور آمد . شاه ابو المعالى را دستگير كردند و به قلعه لاهور فرستادند كه در آنجا محبوس شد . براى صله و پاداش قطعه تاريخى كه ساخته بودم پروانه و برات « 2 » براى هزينه سفر داده شد و ما با همراهان در لاهور به تدارك سفر پرداختيم .
اكنون شمهاى از عجايب و غرايب هندوستان كه ديديم . بگويم .
يكى از آنها آنكه كفره هندوستان را مردم گجرات « بانيان » و اهالى هندوستان « هندو » ميگويند . ايشان كتابى « 3 » نيستند . به قدم عالم قائلند . وقتى كسى بميرد جسد او را در پوست مىپيچند . به كنار رودخانهها مىآوردند و ميسوزانند . اگر مردى بميرد و زنش زنده باشد و اين زن از عمل قطع شده باشد « 4 » او را نميسوزانند . اما اگر شايستگى شوهر كردن داشته باشد خواه ناخواه او را زنده با جسد شوهرش ميسوزانند . اگر زن بدلخواه خود بسوزد خانوادهاش جشن ميگيرند و شادى ميكنند و ساز مينوازند . اگر اتفاقا چند تن از اهل اسلام زن را به زور از خانوادهاش بگيرند و از سوختن
هامش
( 1 ) - احتمالا چهار هزار آقچه يا روپيه بوده است .
( 2 ) - پروانه و برات براى حكام شهرها و ولايات بوده است كه در طول راه وسيله سفر و خرج راه فراهم كنند .
( 3 ) - يعنى اهل كتاب نيستند . براى مسلمانان تنها يهوديان و مسيحيان اهل كتاب هستند و كتابهاى توراة و انجيل مقدس است .
( 4 ) - يعنى اگر زن عادت جسمى ماهيانهاش قطع شده باشد .