تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
تازه و خان خانان « 1 » را ديديم . پادشاه ملا پير محمد معلم بيرام خان را نزد ما فرستاد و پيغام داد كه هنگام هرج و مرج است چند روزى در هندوستان ما بمانيد پس از آن هر جا دلتان بخواهد برويد . فقير در اين موقع فرمان پادشاه مرحوم را كه به ما داده بود برايش خواندم و براى عرض تسليت تاريخ فوت آن پادشاه مرحوم قطعهء تاريخ ذيل را سرودم و به خدمت پادشاه تقديم داشتم :

لمؤلفه

هندايچيدا بر هماى ايردى همايون پادشاه * بر دم ايچره بولدى شونقار ايلادى عزم آله اول مصيبت نى ايشتكاج قجغريب زارى بيلان * ايتيكيز تاريخ فوت بولدى همايون پادشاه « 2 »
و نيز غزل زير را نوشتم و فرستادم :
هامش
( 1 ) - بيرام خان كه لقب خان خانان داشت معلم و وزير اكبر شاه معروف بوده است . ( 2 ) - ترجمهء اشعار چنين است :همايون پادشاه در هند همائى بود * در يك دم با يك تصادف روانه شد نزد اللّه چون آن مصيبت را شنيدم فغان و زارى كردم * و گفتيم تاريخ فوت شد « همايون پادشاه »