تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩

لمؤلفه

هر كه قانع شد به يك نان پاره مرد مهتر است * كار او از جملهء شاهان عالم بهتر است
چون بيت را خواندم پادشاه به فارسى فرمود « 1 » « و إله العظيم اين بهتر است » مقصود ذكر كردن مطلع شعر نبود . قصدم بيان طبع همايون پادشاه بود كه با الهام از خود بيت فرمود « اين بهتر است » . روزى اتفاقا بديدن يكى از ميرزايان پادشاه رفتم بنام شاهين بيگ كه مهردار پادشاه و جوانى مقبول درگاه و محرم اسرار شاه بود . دو غزل را كه ساخته بودم به او پيشكش و تقديم كردم . غزل اول چنين بود :

لمؤلفه

هر سحر اى يوزى كل كلشن كوينيككه باريب * ييغلار احوالينى دل شبنم اشكمنى تاديب كور كاج اى غنجه دهن كل يوزو كى كلشندا * كل بيلان غنجه خجل بولدى حيادين قيزاروب اى طبيبم دل مجروح شفا تاپسه نى يار * سين شكر لبنى قرابا غريغه بير لحظه ساديب يوراكيم هجر المى بير لانيچون پرخون دور * كوركازاى دل آنى اول خونى غه باغرينكى ياريب
هامش
( 1 ) - همايون فارسى ميدانسته است اما گفتگوى عاديش به تركى جغتائى بوده است .
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 109 | محمود تفضلى / سيدى على كاتبى / على گنجه لى