روزى نيز درباره خان قريم « 1 » پرسيد . عرض كردم به او نيز پادشاه سعادت دستگاه سلطنت و حكمرانى ميدهد .
فرمود شنيدهايم كه او صاحب خطبه است .
عرض كردم امتياز پادشاه روم از ديگر شاهان اينست كه به پادشاهان ديگر حق خطبه و سكه و حتى پادشاهى نيز عنايت ميفرمايد .
پادشاه گفته ما را تأييد فرمود و به طول عمر و دولت پادشاه سعادت جاه دعا كرد .
روزى نيز در خدمت پادشاه سوار شده براى زيارت مشايخ دهلى ميرفتيم . مرقد شيخ قطب الدين پير دهلى و شيخ نظام ولى « 2 » و شيخ فريد شكرگنج و مير خسرو دهلوى و مير حسن دهلوى « 3 » را زيارت كرديم . اتفاقا در حوالى مرقد مير خسرو سخن از اشعار او به ميان آمد . مطلع « بحر الابرار » و مطالع نظيره « 4 » هاى آن ذكر شد .
اين فقير به آن مناسبت بالبداهه مطلعى گفتم و به پادشاه عرض كردم كه اگرچه گستاخى و جسارت است اما از روحانيت حضرت امير خسرو مطلعى طلوعى كرد كه اگر اجازه فرمايند بعرض برساند .
پادشاه به تركى فرمود « اوقى » « 5 » و من بيت خود را خواندم .
هامش
( 1 ) - شبهجزيره كريمه در درياى سياه كه مدتى تابع امپراطورى عثمانى بود .
( 2 ) - اكنون با نام نظام الدين اوليا معروف است .
( 3 ) - در متن كتاب به اشتباه « مير حسين » آمده است .
( 4 ) - نظيره شعريست كه در اصطلاح كنونى فارسى استقبال گفته مىشود .
( 5 ) - يعنى « بخوان »