پادشاه چون غزل فقير را شنيد التفات بىاندازه فرمود و به انواع احسان مستغرقم گردانيد و اين كمترين را « على شير ثانى » « 1 » ناميد .
فقير عرض كرد ما را چه ياراست كه على شير ثانى شويم . مراحم پادشاهى افزون باد . اگر ميتوانستيم خوشه چين على شير هم باشيم راضى ميبوديم .
پادشاه محبت بسيار فرمود و گفت اگر يك سال بدين قرار تمرين كنى طائفهء جغتاى مير على شير را فراموش خواهد كرد « 2 » .
روزى هنگام مصاحبه با پادشاه يكى از ميرزايان مقرب دربار بنام
هامش
-آن لب ميگون اگر يكدم در مجلس ديده شود * ساقى خون ميگريد و بگذار صراحى و جام بشكند
بگذار اهل تقوى مستان عشق را طعنه زنند * هميشه ميان هوشياران ، مست معذور است
ظاهر مرد را نگاه نكن به باطن او بنگر * اى زاهد معنى را ببين آدم صورت پرست نيست
اگر به ذوق كيفيت نبود چهگونه ممكن بود * « كاتبى » روز الست شراب وحدت ننوشد .( 1 ) - منظور امير عليشير نوائى وزير مشهور سلطان حسين بايقرا از نوادگان امير تيمور است كه در هرات حكومت داشت .
عليشير نوائى بانى ادبيات تركى جغتائى بشمار ميرود و به اين زبان غزلها و اشعار فراوان سرود .
( 2 ) - مكالمات همايون با نويسنده كتاب كه در متن كتاب آمده به لهجه تركى جغتائى است .