تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
واتّباعه « 1 » أهل النّصب « 2 » وولاية الماضين وتقديمه لهما « 2 » على كلِّ أحد . « 3 » ابن قولويه ، كامل الزّيارات ، / 101 - 103 رقم 6 / عنه : الحرّ العاملي ، وسائل الشّيعة ، 10 / 396 - 397 ؛ المجلسي ، البحار ، 44 / 289 - 291 ؛ البحراني ، العوالم ، 17 / 529 - 531 ؛ القزويني ، تظلّم الزّهراء ، / 38 - 40 ؛ القمي ، نفس المهموم ، / 37 - 39 ؛ الأمين ، أعيان الشّيعة ، 1 / 586 ؛ دانشيار ، حول البكاء ، / 107 - 108 ؛ مثله الطّريحي ، المنتخب ، / 273 - 274 ؛ الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 40
هامش
( 1 ) - [ في البحار : « باتّباع » ، وفي العوالم وتظلّم الزّهراء : « واتّباع » ] . ( 2 - 2 ) [ في المنتخب : « قد تولّى الماضين وقدمهما » ، وفي تظلّم الزّهراء : « وولاية الماضيّين وتقديمهما لهما » ] . ( 3 ) - به سند پيوست به شيخ اجل أبى القاسم جعفر بن قولويه كه آن را به مسمع كردين رساند كه گويد : امام ششم فرمود : « اى مسمع ! تو أهل عراقي ، بر سر قبر حسين مىروى ؟ » عرض كردم : « نه ، همه مرا أهل بصره مىشناسند وهواخواهان خليفه ودشمنان بسيارى از ناصبىهاى قبايل وديگران گرد منند ومىترسم نزد أولاد سليمان از وابستگان خليفه سعايت كنند وبر من بشورند . » فرمود : « ياد مصيبت‌هاى اورا نمىكنى ؟ » عرض كردم : « چرا . » فرمود : « دل آزرده مىشوى ؟ » عرض كردم : « آرى به‌خدا ، وگريان مىشوم تا خاندانم از چهره أم سوز دلم را مىنگرند وديگر نمىتوانم چيزى بخورم واز رخسارم هويداست . » فرمود : « خدا بر اشكت رحمت كند . هلا ، تو از آنانى كه براي آزردگى ما آزرده شوند ، ودر شادى ما شادند ودر غم ما غمنده ، وبا ما در خوف وامنيت شريكند . هلا ، هنگام مرگت حضور پدران مرا دريابى وسفارشت را به ملك الموت بكنند ومژده اى كه چشمت را روشن كند به تو بدهند ، پيش از آن كه بميرى . وملك الموت از مادر نسبت به فرزند خود بر تو دلسوزتر ومهربان‌تر باشد . » سپس گريان شد ومن هم گريان شدم وفرمود : « حمد خدا را كه ما را به رحمت خود بر خلقش برترى داد وما خاندان را به رحمت خود مخصوص گردانيد . اى مسمع ! از روزى كه أمير المؤمنين كشته شد ، زمين وآسمان به دلسوزى ما گريانند وفرشتگان بيشتر گريه كنند . واز آن گاه كه كشته شديم ، أشك ديدهء فرشتگان نخشكيده ، يا كسى نيست كه براي ما دلسوزى كند وبگريد بر آنچه كشيديم ، جز آن كه هنوز أشك ديده اش نريخته ، خدايش رحمت كند . واشكى كه بر گونهء أو روان شود ، اگر يك قطره‌اش در دوزخ افتد ، آن را چنان خاموش كند كه سوزش نداشته باشد . وآن كه براي ما داغدار باشد ، هنگام مرگ كه ما را بيند ، چنان شاد شود كه شادى از دلش نرود تا بر سر حوض به ما رسد . كوثر هم از ورود دوست ما خرسند شود وآن قدر به كامش خوشمزه آيد كه نخواهد از سر آن برگردد . » كمره اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 12 - 13
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 161 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية