تمام شهرها و دهكدههائى كه در راه خود مىديديم با كمال شتاب به ايرانيها تسليم مىشدند . من خود هنگام تسليم مرند در منطقه مدى « 1 » و نخجوان « 2 » يا جلفا در ارمنستان و بسيارى شهرهاى ديگر حضور داشتم كه همه بدون هيچ مقاومتى تسليم مىشدند .
وقتى شاه از شهر يا دهكدهاى مىگذشت مردم عادى از هرسو مىدويدند و مردان و زنان و كودكان دايرهوار جمع مىشدند و دست يكديگر را مىگرفتند و در حالى كه برسم خودشان جست مىزدند مىرقصيدند و مىخواندند . در وسط هر حلقه دو يا سه نفر بودند كه دهل داشتند و آن را به سبكى خاص مىنواختند . اين دهلها به نوعى طبلهاى ما شباهت دارد كه يك طرف آن را با پوست پوشاندهاند و با چهار حلقه برنجى زينت شده است .
اين اجتماعات مردم براى خوشامد گفتن به شاه و جشن گرفتن ورودش به وسيلهء رقص و آواز و فريادهاى شادمانى ترتيب مىيافت .
پس از ورود به ارمنستان هم امور به همين خوشى جريان داشت شاه با هيچگونه مقاومتى روبرو نمىشد . در جلفا كه قلعهاى مستحكم است و فقط ارمنيان مسيحى در آن اقامت دارند استقبال از شاه بسيار صميمانه بود .
هامش
( 1 ) - تكتاندر اصطلاح باستانى « مدى » را به جاى آذربايجان به كار برده است - مترجم .
( 2 ) - در متن كتاب كلمهء « نخجوان » به صورت « نخجيروان » آمده است - مترجم