ناحيهاى نامساعد ، وحشى و پوشيده از جنگل و باطلاق مىباشد . در اينجا نه محلى براى منزل كردن و نه چيزى براى خوردن يافت مىشود .
بايد خوراك مورد احتياج خود را همراه داشت و در تمام طول سفر در جنگلها منزلگاهى فراهم ساخت . در اين منطقه هيچ دهكدهاى به چشم نمىخورد و فقط جابجا كلبههاى محقرى ديده مىشود .
اين تاتارها جز مقدار كمى گندم نمىكارند و اصولا به كشاورزى نمىپردازند بلكه از گوشت اسب و گوسفند كه به مقدار زياد دارند تغذيه مىكنند . با اينهمه اينها از تاتارهاى نوگائى بيشتر به كشاورزى آشنا هستند زيرا آنها حتى نان را نمىشناسند . دربارهء آنها بعدا با جزئيات بيشتر سخن خواهم گفت .
اگر فرستادگان حكومت مسكوى كه تاتارها حاكميتش را برسميت پذيرفتهاند از هرطرف ما را همراهى نمىكردند عبور از اين سرزمين غيرممكن مىبود . اگر كسى بخواهد چيزى از اين مردم تهيه كند بايد آنها را به ضرب شلاق به كار وادارد . آنان به حيوانات رامنشدنى شباهت زياد دارند .
پس از عبور دشوار و خستهكننده از اين منطقه استثنائى از نو در شهر سوياسكو « 1 » به قلمرو حكومت مسكوى رسيديم و روز 24 دسامبر كه شب عيد ميلاد مسيح است به غازان وارد شديم .
غازان شهريست بزرگ كه مىتوان آن را با برسلو مقايسه كرد .
هامش
( 1 ) -Sviasko