تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
باشد نمىتوانند خود را نشان دهند و بديهى است كه حق ندارند با اشخاص بيگانه حرف بزنند . خلاصه آنكه آنها مانند پرنده‌اى در قفس مىباشند . مسكوىها مرده‌هاشان را با تشريفات زياد و با گريه و فغان بسيار دفن مىكنند . براى اين منظور پسر بچه‌هاى جوانى را به دنبال نعش راه مىاندازند . هرقدر ناله و فغان بلندتر و شديدتر باشد مراسم تدفين در نظرشان محترمانه‌تر خواهد بود . از نظر مراسم خوردن و نوشيدن مسكوىها خشونتى حيوانى دارند . معمولا بدون بشقاب و بدون كارد غذا مىخورند و خوراك را در دست خودشان مىگيرند . مخصوصا ودكا و عرق زياد مىنوشند . اينها مردمى قابل اطمينان نيستند و به همه‌چيز نظر دارند . با اينهمه خودشان را بهترين مسيحيان مىدانند و نمىتوانند تحمل كنند كه مردمى يا كشورى از ايشان بهتر شمرده شود . ما قريب چهار هفته در مسكو گذرانديم تا اينكه در 8 دسامبر تزار يكصد نفر را فرستاد تا مانند زمان ورودمان اغذيه ميز غذاى شخصى او را براى ما بياورند . پس از آن ما به‌سوى غازان پايتخت سرزمين تاتارهاى چرميس حركت كرديم . اين شهر دويست ميل آلمانى با مسكو فاصله دارد كه معادل يكصد « ورست » روسى و يكهزار ميل ايتاليائى مىشود . نخستين شهرى كه در راه خود ديديم ولاديمير نام داشت كه شهرى بزرگ است
ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 35 | ژرژ تكتاندر فن دريابل / محمود تفضلى