بطوريكه قبلا هم گفتم معابد و كليساهاشان را بر روى ارتفاعات و تقريبا به شكل تركها يعنى با سه يا پنج گنبد مىسازند كه بر روى هر كدام هم يك صليب بزرگ كه شاخهاى آن سه پر دارد و مظهر تثليث مقدس است مىگذارند . وقتى از مقابل يكى از اين كليساها يا صومعهها مىگذرند نقش صليب بر سينهشان مىكشند و ضربتى به سرشان مىزنند و سر خود را به احترام فرود مىآورند . تعداد بسيار زيادى ناقوس دارند كه روش نواختنشان هم با ما متفاوت است و آنها را يكى پس از ديگرى مىنوازند .
در كليساهايشان نه جاى نشستن و نه نيمكت هست . از خارج تمام فضاى كليسا را يك گالرى سرپوشيده اشغال مىكند . در ديوارهاى كليسا سوراخهاى كوچك متعددى تعبيه شده است كه در آنها پنجرههاى تنگى كار گذاشتهاند . و مؤمنان هنگام نگاه كردن از اين پنجرهها يا موقعىكه مقابل درهاى كليسا مىرسند دعا مىخوانند و نقش صليب به خودشان مىكشند . ثروتمندان تصاوير مقدسى را مىخرند و آنها را در قابهاى زيبا و همراه با شمعدانها بر روى رفهاى چوبى نقاشى و زينت شده در كليساها مىگذارند . گاه اتفاق مىافتد كه با روشن كردن اين شمعها رفهاى چوبى هم مىسوزد و تمامى ساختمان آتش مىگيرد . « 1 »
هامش
( 1 ) - در اول دسامبر 1602 كه روز ورود ما به مسكو بود بيش از يكصد خانه به علت حريقى كه بر اثر روشنشدن اين قبيل شمعها و سوختن رفها شروع شده منهدم گرديد .