بيشههاى فراوان پوشيده شده است . همانطور كه قبلا هم گفته شد قسمتهائى از زمين آن سست و باطلاقى است كه در آنها بايد از روى گذرگاههائى كه با استفاده از شاخههاى درختها و تختهها ساخته مىشود عبور كرد .
اين سرزمين چنان از دسترس به دور است كه محال است جز با اجازه و موافقت تزار بتوان مخفيانه به آن وارد شد يا از آن بيرون رفت . در زمستان سرمائى هولناك بر آن حكومت مىكند و برفى ضخيم خاك را مىپوشاند . در آنجا انگور يافت نمىشود . ميوهها ناياب است جز سيب كه آلمانيها وارد مىكنند و آن هم بسيار نادر است . اما غلات مانند گندم و انواع جو و چاودار را گاهى به مقدار فراوان دارند اما اگر يك سال محصول خوب نشود قحطى بزرگى پيش مىآيد همچنانكه در زمان ما چنين اتفاقى روى داد و چندين هزار نفر در شهر مسكو و اطرافش از گرسنگى مردند « 1 » .
يك واقعهء تقريبا باورنكردنى كه از منابع موثق نقل مىشد اين است كه در سال قحطى نانواهاى شهر در چند مورد نوعى نان شيرينى به نام بيروگن ( پيراشكى ) را كه معمولا درون آن با گوشت پر مىشود فروختهاند كه گوشت كوبيدهء داخل آن از اجساد سرقت شدهء آدمهائى كه از گرسنگى مرده بودند فراهم شده بود . و موقعى كه اين مطلب
هامش
( 1 ) - اين قحطى در سال 1061 ميلادى روى داد كه يكسال قبل از زمان اين سفر بوده است - مترجم .