هر خانواده چه فقير و چه غنى در خانهاش بر بالاى ميز يك تصوير يا بت رنگين دارد كه بر روى صفحهاى چوبى گذارده شده است . اين تصوير معمولا از سن نيكولا يا سن بازيل يا چهار حوارى مقرب يا قديسان ديگر است زيرا تعداد قديسان مورد ستايش و پرستش ايشان بىشمار است . همين كه كشيش يك بار اين تصوير را تقديس كرد ديگر اين تصوير خود مثل اشخاص زنده به شمار مىآيد . بدينگونه هركس مىتواند براى خود يك خداى شخصى و خصوصى خريدارى و نگاهدارى كند .
اين قبيل تصاوير را در بازارها به مقدار زيادى مىفروشند .
وقتى كه مسكوىها به اطاقى وارد مىشوند بنابر عادت ، قبل از آنكه سلام بگويند نقش صليب به خودشان مىكشند و سه بار سر خودشان را خم مىكنند و در همين موقع اين كلمات را مىگويند : « هرسپودى پروميلونى منيهگريشنى » يعنى « خداوندا به اين بنده عاصى ترحم كن » .
در واقع اين تنها دعائيست كه آنها مىدانند و هيچ دعاى ديگرى را نمى شناسند .
اگر يكى از اين تصاوير به زمين بيفتد هيچكس جرأت نمىكند آن را از جاى بردارد بلكه بايد كشيشى بيايد و آن را بردارد و از نو تقديس كند و به جاى خودش بگذارد . اين رسم در نظر ما بسيار شگفتانگيز مىنمود . اغلب وقتىكه ما مىخواستيم به يكى از تصاوير دست بزنيم و اين عمل ما را مىديدند مانع مىشدند و مىگفتند اين كار گناه است .
ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 29
مساهمون: ژرژ تكتاندر فن دريابل
ص٢٩