اگر كسى به گردنش صليبى نياويخته باشد در نظر مسكوىها مسيحى بهشمار نمىآيد . اين صليب معمولا در نزد ثروتمندان از طلا يا نقره است و نزد فقيران از مس و روى آن چند كلمه به زبان خودشان حكاكى شده است .
كشيشهاشان مطالعات زياد ندارند و تعليمات آنقدر كه نزد ما گسترده است و رواج دارد نيست . اينها مردمى خشن و بىفرهنگ هستند حتى مىگويند اگر ميان آلمانىها اينقدر فرقههاى مذهبى مختلف « 1 » و بتپرستى هست نتيجه رواج تعليمات و آموزش مىباشد .
در آنجا همينقدر كه كسى خواندن و نوشتن را بداند كافيست كه كشيش بشود يا يكى از مقامات و مناصب اجتماعى را اشغال كند . در كليساها موعظه نمىكنند . آنها جز به خواندن و سرودن مقدارى از زبور هاى داود آن هم به زبان خودشان و به صورتى شكسته بسته و بعضى سرودهاى مذهبى ديگر كه به زبان مسكوى مىخوانند نمىپردازند .
كشيشان پيش از آنكه ازدواج كنند و يك همسر شرعى داشته باشند تقديس نمىشوند و رسميت ندارند . بنابر دستورات سنپولس يك روحانى نبايد بيش از يك زن داشته باشد . با قلب مفهوم اين دستورات به يك كشيش اجازه داده نمىشود كه بار دوم ازدواج كند و يك شخص غير روحانى هم نمىتواند براى سومين بار زن بگيرد . بدينقرار يك كشيش
هامش
( 1 ) - اشاره به فرقههاى متعدد پروتستان است كه در آن دوران در آلمان شيوع يافته بود - مترجم