داشت كه با طلا منبتكارى شده بود و آن را به صورت چوبدستىهاى مخصوص پيشوايان مذهبى و پادشاهان نگاه داشته بود .
پسرش جامهاى گلدوزى شده به تن داشت كه به پوست يوزپلنگ شبيه بود . دو نفر خدمتكار خاص با لباس سفيد كه هركدام نيزهاى بلند با سرى به شكل تبرزين به دست داشتند در دو طرف تخت تزار ايستاده بودند . در اطراف تزار مستشاران او به صورت نيم دايره نشسته بودند ، با لباسهاى عالى و كلاههائى از پوست روباه سياه .
پس از آنكه سفير طبق تشريفات مقرر نسبت به تزار اداى احترام كرد و استوارنامههايش را تقديم داشت و نطق خود را خواند تزار از جاى خود برخاست و دربارهء امپراطور بسيار مقتدر رودلف و برادران نجيبش سؤال كرد و از سلامتى آنها جويا شد . سفير در پاسخ گفت كه به لطف و عنايت الهى اعليحضرت امپراطور در نهايت سلامت هستند . شاهزاده جوان وليعهد تزار نيز همين سؤالات را پرسيد و بعد ما را مرخص كردند و با همان تشريفاتى كه شرحش گذشت به محل اقامتمان بازگرداندند .
كمتر از يك ساعت بعد ، بيش از چهل نفر با ظرفهاى غذا كه از ميز مخصوص تزار آورده شده بود آمدند و براى سرافراز ساختن ما آنها را به نام او به ما اعطا كردند و از آن به بعد هم با كمال ادب با ما رفتار مىشد .
پس از اين بار يافتن چهار هفتهء ديگر هم در مسكو اقامت داشتيم
ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 22
مساهمون: ژرژ تكتاندر فن دريابل
ص٢٢