تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
بعد از دو ساعت راهنماى مخصوص ما آمد كه ما را به كاخ تزار ببرد . اين راهنما مردى سالمند و از خانواده‌اى ممتاز بود كه مقامى عالى و مهم داشت . لباسى بسيار پرشكوه به تن داشت و چند تن ديگر از اشراف مسكوى همراه او بودند كه همه لباسهاى بسيار عالى داشتند و سوار بر اسبهاى زيبا در برابر اقامتگاه ما توقف كرده بودند . تالار كاخى كه به آنجا راهنمائى شديم ديوارهايش با بافته‌ها و تابلوهاى بسيار عالى زينت شده بود . در سمت راست قفسه‌هاى عظيمى بود كه ظروف طلا و نقره در آنها گذارده بودند . اين ظروف بقدرى بزرگ و زياد بودند كه توصيف آنها ممكن نيست . وقتى سوار بر اسب وارد كاخ شديم زنگ بزرگى را كه در وسط محوطه بود نواختند اين زنگ در ارتفاع كوتاهى قرار دارد و بيش از حدود پانزده « اون » از سطح زمين بلند نيست . از محل اقامتمان تا كاخ تزار از ميان صفى از سربازان گذشتيم كه مسلح به تفنگ بودند و تفنگهاشان همه پر شده بود . ما همه باهم به تالار بار وارد شديم . در انتهاى تالار مقابل در ورودى تخت تزار قرار داشت كه چهار پله از كف تالار بلندتر بود و در طرف چپ ، جايگاه ديگرى به همين بلندى براى پسر تزار بود . تزار با تمام اسباب و لوازم فرمانروائيش بر روى تخت نشسته بود . تاجى طلائى به سر داشت و جامه‌اى زردوزى شده پوشيده بود كه تا روى پايش مىافتاد . يك چوبدستى از آبنوس سياه به دست
ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 21 | ژرژ تكتاندر فن دريابل / محمود تفضلى