سعادتهاى فراوان نصيب فرمايد . آمين .
خدمتگذار صادق و صميمى و « خويشاوند » ناشايسته حضرت مستطاب عالى « 1 » اشتفانوس كاكاش فنزالونكمنى م . پ
همچنين از حضور انور آن جناب تمنى دارم كه اگر كلمه « خويشاوند » را به نام خود افزودهام آن را به خودپسندى و غرور حمل نفرمايند . من از آنجهت اين كلمه را به كار بردهام كه مافوقهاى من از اينكه مىبينند نامههاى محرمانهاى كه من به حضور آنجناب مىنويسم از آنچه براى آنها ارسال مىدارم مفصلتر است متعجب نشوند .
عاليجناب ، من نامهام را بپايان رسانده بوده بودم كه منشى مخصوص صدر اعظم همراه با دو نفر از شخصيتهاى جوان و ممتاز مسكوى به سراغم آمد و بنام صدر اعظم اطلاع داد كه اين دو جوان تا شهر غازان همراهم خواهند آمد . در آن شهر دو نفر ديگر بجاى آنها همراهم خواهند بود كه تا هشتر خان خواهند آمد زيرا راه سفر طولانى است و دو نفر اولى نمىتوانند تا هشتر خان مرا همراهى كنند . منطقهء هشتر خان در سرزمين اسكوث « 2 » هاست كه تا درياى خزر گسترده شده است و پايتخت آن ، شهريست به همين نام . اين منطقه قلمرو تاتارهاست و
هامش
( 1 ) - اين عبارت نيز در پاياننامه به زبان لاتينى آورده شدهاند - مترجم .
( 2 ) - اين كلمه هم از اسامى باستانى است كه سفير آلمان در نامه خود به كار برده است - مترجم .