ساكنان آن تابعيت تزار مسكوى را پذيرفتهاند . در بعضى كتابها از اين شهر بنام سيراكانوم ياد شده است . هنوز نمىدانم كه آيا اين دو جوانى كه همراه من خواهند آمد به هزينهء من سفر خواهند كرد يا نه ؟
همچنين منشى به من اطلاع داد كه پنج سورتمهء دو نفره كه هركدام با يك اسب كشيده مىشود براى ما آماده شده است . نمىدانم آيا نگاهدارى و غذاى اين اسبها هم به عهدهء من خواهد بود ؟ البته بعدا برايم معلوم خواهد شد . قرار است كه فردا صدر اعظم نامهاى را كه براى قزلباش پادشاه ايران تهيه شده و نامههاى ديگر را شخصا به من بدهد .
مىبايست همه چيز آماده باشد و سورتمهها هم بار شده باشد كه پس از دريافت نامهها بلافاصله راه بيفتم . ديگر نخواهم توانست به حضور تزار شرفياب شوم چون اعليحضرت تقريبا تماموقت در بستر هستند اما صدر اعظم بنام اعليحضرت با من سخن خواهد گفت و براى من از طرف او دعاى خير خواهد كرد .
اكنون نامهام را در همينجا پايان مىدهم چون بايد فردا صبح زود بلافاصله پس از ملاقات صدر اعظم حركت كنم . معهذا مايل بودم كه گزارش ملاقات و مذاكرهام را با صدر اعظم نيز بعرض عالى مىرساندم .
اين نامه را تا پولوتزكا « 1 » بوسيلهء يكى از خدمتگارانم كه اهل اين شهر است و همسرش را هم در آنجا گذاشته است مىفرستم . پولوتزكا
هامش
( 1 ) -Polotzka