فيا عجباً وما لي لا أعجب والأرض من غاشّ غشوم ، ومتصدِّق ظلوم ، وعامل علىالمؤمنين بهم غير رحيم ، فاللَّه الحاكم فيما فيه تنازعنا ، والقاضي بحكمه فيما شجر بيننا .
اللَّهمّ إنّك تعلم أنّه لم يكن ما كان منّا تنافساً في سلطان ، ولا التماساً من فضول الحطام ، ولكن لنرى المعالم من دينك ، ونظهر الإصلاح في بلادك ، ويأمن المظلومون من عبادك ، ويعمل بفرائضك وسننك وأحكامك ، فإنّكم إن لم تنصرونا وتنصفونا ، قوي الظّلمة عليكموعملوا في إطفاء نور نبيّكم ، وحسبنا اللَّه ، وعليه توكّلنا ، وإليه أنبنا ، وإليه المصير . « 1 »
الحرّاني ، تحف العقول ، / 240 - 243 / عنه : الحرّ العاملي ، وسائل الشّيعة ، 11 / 402
« 1 »
هامش
( 1 ) - سخن آن حضرت در امر به معروف ونهى از منكر
اين كلام از أمير المؤمنين عليه السلام هم روايت شده : « ايا مردم ! از آنچه خدا بدان اولياى خود را پند داده ، پند گيريد ، مانند بد گفتن أو از ملايان يهود ، آن جا كه مىفرمايد : ( مائده - 63 ) : چرا كه ربانيون وأحبار ، آنان را از گفتار خلاف خود باز ندارند . وفرمايد ( مائده - 78 ) : لعن شدند آن كساني كه كافر شدند از بني إسرائيل - تا فرمايد - : چه بد است آنچه مىكنند .
وهمانا خداوند آنها را بدان نكوهش كرد ، براي آن كه مىديدند از ستمكارانى كه ميان آنها بودند كار زشت وفساد ، وآنها را از آن نهى نمىكردند ، به طمع آنچه كه داشتند . واز ترس اين كه در محذور واقع شوند ، با اين كه خدا مىفرمايد ( مائده - 44 ) : از مردم نترسيد واز من بترسيد ، وفرموده ( توبه - 71 ) : مردان وزنان مؤمن دوستان همديگرند ، وامر به معروف مىكنند ونهى از منكر .
خدا به امر به معروف ونهى از منكر به عنوان يك فريضة ، خود آغاز سخن كرده است . چه مىدانسته كه چون اين فريضة ادا شود وبر پا گردد ، همهء فرايض از هموار ودشوار بر پا شوند . واين براي آن است كه امر به معروف ونهى از منكر ، دعوت به اسلام است ، به همراه رد مظالم ، ومخالفت با ظالم ، وقسمت كردن بيت المال وغنايم وگرفتن زكات از جايگاهش ، وصرفش در مورادى كه حق آنست .
سپس شماها اى گروه نيرومند ! دسته اى هستيد معروف به دانش ونامور به خوبى ومعروف به خيرخواهى ، وبه وسيلهء خدا در دل مردم مهابتى داريد . شرافتمند از شما حساب مىبرد ، وناتوان شما را گرامى مىدارد . وآنان كه همدرجهء شمايند وبر آنها حق نعمتي نداريد ، شماها را بر خود ترجيح مىدهند . شما واسطهء حوائجي هستيد كه بر خواستاران آنها ممتنع شدند ، وبه هيبت پادشاهان وارجمندى أكابر در ميان راه گام برمىداريد . آيا همهء اينها براي اين نيست كه مردم به شما اميد دارند كه به حق خدا قيام كنيد ؟ واگر از بيشتر حق أو كوتاه بياييد ، به حق أئمة بي اعتنايى كرده أيد . واما حق ناتوان ها را از بين برده أيد . وبا اين كه حق خود را كه بدان معتقديد ، طلب كنيد . شماها نه مالي در اين راه خرج كرديد ونه جانى را براي -