هامش
- خدا كه آن را آفريده به مخاطره انداختيد . ونه براي رضاى خدا با عشيره اى درافتاديد . شماها به درگاه خدا آرزوى بهشت أو را داريد ، وهمجوارى رسولان أو وأمان از عذاب أو را . اى كساني كه اين آرزوها را به درگاه خدا داريد ! من مىترسم كه يك انتقامى از خدا بر شما فرود آيد ؛ زيرا شماها به يك مقامي از كرامت خدا رسيديد كه بدان برترى داريد بر ديگران . بندگان مؤمن به خدا فراوانند ومردم آنها را گرامى نمىدارند ، وشماها به خاطر خدا در ميان مردم ارجمند هستيد . وبه چشم خود ملاحظه مىكنيد كه پيمانهاى خدا شكسته شده ، وشما هراس نمىكنيد با آن كه براي يك نقض تعهد پدران خود ، به هراس مىافتيد ، در حالي كه تعهد رسول خدا صلى الله عليه وآله خوار وبىمقدار شده . كورها ولالها وزمينگيرها در همهء شهرها بىسرپرست ماندند ، وبر آنها ترحم نمىشود . شما به اندازهء مقام خود ودرخور مسؤوليت خود كار نمىكنيد ، ونه به كسى هم كه آن كاررا مىكند ، خضوع داريد . وبه مسامحه وسازش با ظالمان ، خودرا آسوده مىداريد . همهء اينها همان است كه خداوند شما را بدان فرمان داده از جلوگيرى وبازداشتن دسته جمعى ، وشما از آن غافليد . مصيبت بر شما از همهء مردم بزرگتر است ؛ زيرا در حفظ مقام بلند علمي دانشمندان وعلما مغلوب شديد ( يعنى نتوانستيد مقام علماى خود را حفظ كنيد وديگران را بر آن مقام چيره نموديد ) . وكاش شما كوشش مىكرديد !
اين براي آن است كه مجارى أمور واحكام به دست دانشمندان خداشناس است كه امين بر حلال وحرام أو هستند ، وبايد زمام أمور به دست آنها باشد . وشماييد كه اين مقام از شماها گرفته شده ، وآن از شماها گرفته نشده ، مگر به واسطهء تفرق شما از حق ، واختلاف شما دربارهء روش پيغمبر با وجود دليل روشن . واگر شماها بر آزار شكيبا باشيد ، ودر راه خدا تحمل به خرج دهيد ، زمام أمور خدا به شماها برگردد واز طرف شماها اجرا شود ، وشما مرجع كار مردم باشيد . ولى شما خودتان ظلمه را در مقام خود جاى داديد وأمور حكومت خدا را به آنها وا گذاشتيد ، تا به شبهه كار كنند ، ودر شهوت ودلخواه خود پيش روند . آنان را بر اين مقام مسلط كرده ، گريز شماها از مرگ وخوش بودن شماها به زندگى دنيا كه از شما جدا خواهد شد . ناتوان را زير دست آنها كرديد ؛ برخى را برده ومقهور كنند وبرخى را ناتوان يك لقمهء نان ومغلوب نمايند . مملكت را براي خود زيرورو كنند ورسوايى هوسرانى را بر خود هموار سازند ، به پيروى از أشرار ودليرى بر خداى جبار . در هر شهري خطيبى سخنور بر منبر دارند وهمهء كشور اسلامى زير پاى آنهاست ودستشان در همه جا باز است . ومردم همه در اختيار آنهايند ، وهر دستى بر سر آنها زنند ، دفاع آن نتوانند . برخى زورگو ومعاندند وبر ناتوانان به سختى يورش برند ، وبرخى فرمانروايند وبه خدا ومعاد عقيدة ندارند . شگفتا از اين وضع ! وچرا در شگفت نباشم كه زمين در تصرف مردى دغل وستمكار است ، ويا زكات بگير نابهكار ، ويا حاكم بر مؤمنان كه با آنها مهربان نيست وترحمى ندارد . وخدا حاكم باد در آنچه ما كشمكش داريم ! وأو به حكم خود در موضوع اختلاف ما قضاوت كناد . -