هامش
- كريم چگونه قرائت مىكنى :
« قالَ يا نُوْحُ إنّهُ لَيْسَ مِنْ أهْلِكَ إنّهُ عَمَلٌ غَيرُ صالِح » 1 » .
حسن عرض كرد : « يا ابن رسول اللَّه ! جماعتى ( عَمَلٌ غيرُ صالح ) خوانند وگروهى تنوين داخل ( عَمَل ) نكنند ( عَمَلُ غيرِ صالحٍ ) دانند وكنعان را پسر نوح نخوانند . »
فرمود : « حاشا ، أو پسر نوح بود . لكن چون در حضرت حق گناهكار شد ، خداوند اورا از پسرى نوح نفى كرد . »
« كذا من كان منّا لم يطع اللَّه ، فليس منّا ، وأنت إذا أطعت اللَّه فأنت منّا أهل البيت » .
يعنى : « همچنين است ، كسى كه در نَسَب ونژاد از ما باشد وأطاعت خداى را نكند ، از ما نيست . وتو اى حسن ! با اين كه از خويشاوندان ما نيستى ، چون خداى را فرمانبردار باشى ، در شمار أهل بيت ما خواهى بود . »
ديگر در « معاني الأخبار » سند به محمد بن مروان منتهى مىشود كه گفت : « در خدمت أبو عبداللَّه عرض كردم كه آيا رسول خدا فرمود :
« إنّ فاطمة أحصنت فرجها فحرّم اللَّه ذرِّيّتها على النّار ؟ »
فرمود : « چنين است . لكن مقصود از اين حديث حسن ، حسين ، زينب وأم كلثوم است . »
ديگر در « معاني الأخبار » سند به حماد بن عثمان منتهى مىشود كه مانند اين حديث از ابىعبداللَّه عليه السلام روايت مىكند . همچنان در « عيون أخبار » از رضا عليه السلام ، ودر « مصباح الأنوار » از ابىعبداللَّه مانند اين أحاديث روايت شده .
ديگر در عيون أخبار سند به ياسر پيوسته مىشود كه زيد بن موسى برادر حضرت رضا ( سلام اللَّه عليهما ) در مدينه خروج كرد ، جماعتى را مقتول ساخت وگروهى را در آتش انداخت . از اين روى اورا زيد النار ناميدند . مأمون خليفه ، كس فرستاد اورا أسير كرده ، به خراسان آوردند وآنگاه بفرمود اورا به حضرت رضا بردند . آن حضرت روى با زيد كرد وفرمود :
« يا زيد ! أغرّك قول سفلة أهل الكوفة : إنّ فاطمة أحصنت فرجها فحرّم اللَّه ذرِّيّتها على النّار ، ذاك للحسن والحسين خاصّة ، إن كنتترى أنّك تعصى اللَّه وتدخل الجنّة ، وموسى بن جعفر أطاع اللَّه ودخل الجنّة ، فأنت إذاً أكرم على اللَّه عزّ وجلّ من موسى بن جعفر ، واللَّه ما ينال أحد ما عند اللَّه عزّ وجلّ إلّابطاعته ، وزعمت أنّك تناله بمعصيته . فبئس ما زعمت . »
خلاصهء اين كلمات به فارسي چنين مىآيد ، فرمود : « اى زيد ! كلمات سفلگان كوفه تورا مغرور كرده است از اين حديث كه آتش جهنم بر فرزندان فاطمه حرام است واين حديث مخصوص حسن وحسين است . چنان مىدانى كه تو خداى را عصيان كنى وداخل بهشت شوى وموسى بن جعفر با أطاعت خدا داخل بهشت شود . پس تو در نزد خدا گرامىتر از موسى بن جعفري . سوگند با خداى هيچ كس از ما را در -