هامش
- وميكائيل وإسرافيل را وحى فرستاد كه : با هزار هزار ملك فرود شويد به جانب ارض .
وايشان از آسمانى به آسمانى فرود شدند . چون به آسمان چهارم در آمدند ، صلصائيل را ديدار كردند [ . . . ]
بالجملة ، لعيا بر فاطمه عليها السلام درآمد وآن حضرت را تهنيت 7 گفت . فاطمه عليها السلام را از لعيا حيا آمد كه كدام فرش از براي أو بگستراند . در اين انديشه بود كه حورايى از بهشت در رسيد ودر نوكى 8 از درانيك جنت بياورد وبگسترد تا لعيا بنشست . وهنگام فجر حسين عليه السلام متولد شد . لعيا آن حضرت را خدمت كرد واورا در منديلى از مناديل بهشت درپيچيد وچشمش را بوسه زد ودر دهان مباركش بدميد .
وقالت له : باركَ اللَّهُ فيكَ من مولُودٍ وبارَكَ في والدَيْكَ .
وهفت روز جبرئيل وديگر فريشتگان به حضرت رسول مىشتافتند وآن حضرت را تهنيت مىگفتند . روز هفتم جبرئيل در خدمت رسول خدا به خانهء فاطمه درآمد . پيغمبر حسين عليهما السلام را كه محفوف بود به نسيجى 9 صفرا 10 ، بگرفت وجبرئيل را سپرد . جبرئيل ميان هر دو چشمش را بوسه زد ودر دهانش بدميد .
وقال : باركَ اللَّهُ فيكَ من مولُودٍ ، وباركَ اللَّهُ في والدتِكَ يا صَريعَ كَرْبلاء .
وبه جانب حسين نگريست وسخت بگريست وملائكة بگريستند .
وقال له جبرئيلُ : إقْرَأ فاطمةَ ابنتَكَ منِّي السّلامُ ، وقُلْ لها : سَمِّيهِ الحُسين ، فقد سمّاهُ جلّ اسمُهُ وإنّما سُمِّي الحُسينَ لأنّهُ لم يكُن في زمانهِ أحْسَنُ منهُ وَجْهاً .
جبرئيل عرض كرد كه : دختر خود فاطمه را از من سلام برسان كه اين مولود را به نام حسين بخواند ، چه خداوند اورا حسين ناميد ، از اين روى كه در زمان أو نيكو روى تر از آن كس نبود .
رسول خدا فرمود : اى جبرئيل ! مرا تهنيت مىگويى ومىگريى ؟
عرض كرد : خدا تورا اجر بدهد در اين مولود .
فقال : يا حبيبي جبرئيلُ ! ومَنْ يقتُلُه ؟ قال : شَرُّ أمَّةٍ مِنْ أمّتِكَ يَرْجُونَ شفاعتكَ ! لا أنالهُم اللَّهُ ذلك .
فرمود : اى دوست من جبرئيل ، كشندهء أو كيست ؟
عرض كرد : بدترين كسان از أمت تو . وآرزو مىكنند شفاعت تورا وخداوند بهره نمىرساند از شفاعت تو ايشان را .
فقال النّبيُّ : خابَتْ أمّةٌ قتلَتْ ابنَ بنتِ نَبيِّها . قال جبرئيلُ : خابَتْ ثُمّ خابَتْ من أمْرِ اللَّهِ وخاضَتْ في عذابِ اللَّه . رسول خدا فرمود : چه بسيار زيانكار است أمتي كه پسر دختر پيغمبر خود را بكشد .
جبرئيل دو كرت فرمود : چه بسيار زيان كرد وفرو شد در عذاب خدا . پس پيغمبر بر فاطمه درآمد واورا از خداوند سلام رسانيد وفرمود : اين مولود را به نام حسين بخوان ؛ چه خداوند اورا حسين ناميد .
فقالت : مِنْ مَولايَ السّلامُ وإليهِ يعودُ السّلامُ .
اين هنگام پيغمبر فاطمه را تهنيت گفت وبگريست . عرض كرد : اى پدر ! مرا تهنيت مىگويى ومىگريى ؟
فرمود : چنين است اى فرزند ! خداوند در اين مولود تو را اجر دهاد . -