هامش
- پس فاطمه سخت بناليد وبگريست ولعيا وخدمهء أو بگريستند . آن گاه فاطمه عرض كرد : اى پدر ! كدام كس فرزند وروشنايى چشم من وميوهء دل مرا مىكشد ؟
فرمود : بدترين جماعت از أمت من كه آرزومند شفاعت منند وخداوند بهره نمىرساند ايشان را .
عرض كرد : چه بزرگ زيان كرد أمتي كه پسر پيغمبر خود را بكشت !
لعيا گفت : زيان كرد رحمت خداى را وغرقه شد در غضب خدا .
فاطمه گفت : اى پدر ! از جبرئيل پرسش كن كه در كدام زمين كشته مىشود ؟
گفت : در زمين كربلا ودر آن روز كس مسألت حسين را أجابت نمىكند . لعنت خداوند وفريشتگان وآدميان بر آنان كه از نصرت أو تقاعد ورزند . همانا از صلب أو نُه تن امامان باديد مىآيند . ونام همگان را به شمار گرفت ، وفرمود : قائم ايشان آن كس است كه با عيسى ابن مريم بيرون مىشود . ايشانند مصابيح خداوند وعروهء اسلام ودوستان ايشان سكنهء بهشت اند ودشمنان ايشان بهرهء آتش .
اين وقت جبرئيل ولعيا وديگر فريشتگان عروج كردند ولعيا مباهى بود به اين كه قابلهء حسين عليه السلام است . »
1 . مقصور : منزل وسيع .
2 . مكلل ( به صيغهء اسم مفعول ) : تاج بر سر نهاده شده ، وبه رنگهاى گوناگون زينت شده .
3 . اشرف : بهتر .
4 . اعلا : بلندتر .
5 . ساحات : جمع ساحت ، فضاها .
6 . رضوان : خادم بهشت .
7 . تهنيت : مبارك باد گفتن .
8 . درنوك ( چو زنبور ) : نوعي از فرش وگستردنىهاست .
9 . نسيج : بافته شده .
10 . صفرا : زرد رنگ .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السلام ، 4 / 26 - 29