تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
فأخرجهما اللَّه عزّ وجلّ عن « 1 » جنّته فأهبطهما عن « 2 » جواره إلى الأرض . « 3 »
هامش
( 1 ) - [ في البرهان ونور الثّقلين : « من » ] . ( 2 ) - [ البرهان : « من » ] . ( 3 ) - از أبو الصلت عبد السلام بن صالح هروى مروى است كه گفت : « بر حضرت رضا عليه السلام عرض كردم : يا ابن رسول اللَّه ! خبر بده مرا از حقيقت شجره اى كه آدم وحوا از آن خوردند ، چه مردم در آن اختلاف كرده اند ، بعضي روايت كرده اند كه درخت گندم بود وبرخى روايت كرده اند كه درخت انگور بود وطائفه اى روايت كرده اند كه درخت حسد بود . حضرت فرمود : تمام اين ها راست است . عرض كردم : پس اين چه معنى دارد واين اختلاف چيست ؟ فرمود : اى ابا صلت ! درخت بهشت أنواع واقسام ميوه مىدهد ومانند درخت دنيا نيست ، وآن درخت كه آدم وحوا از آن خوردند درخت گندم بود وانگور هم مىداد . وآدم را چون حق تعالى مكرم داشت به سجود ملائكة از براي أو وداخل نمودن در بهشت ، نزد خود خيال كرد كه آيا حق تعالى از جنس بشر أفضل از من آفريده است ؟ وحق تعالى چون خيال قلبي اورا مىدانست نداد در داد : اى آدم ! سر خود را بلند كن وبه ساق عرش من نظر كن . آدم چون سر خودرا بلند كرد وبه ساق عرش نظر كرد ديد به ساق عرش نوشته است : لا إله إلّااللَّه محمّد رسول اللَّه عليّ بن أبي طالب أمير المؤمنين وزوجته فاطمة سيِّدة نساء العالمين والحسن والحسين سيِّدا شباب أهل الجنّة . پس آدم عرض كرد : « پروردگارا اين ها كيانند ؟ خداى عز وجل فرمود : اين ها ذريهء تو وفرزندان تو هستند ، واز تو بهترند واز جميع آفريدگان من برترند واگر اين ها نبودند نه تورا مىآفريديم ، ونه بهشت ونه جهنم ونه آسمان ونه زمين را ، پس مبادا به ايشان به چشم حسد نگاه كنى كه تورا از جوار خود كه بهشت است بيرون كنم . پس آدم به چشم حسد به ايشان نگاه كرد ، ومنزلت ايشان را از براي خود آرزو كرد . حق تعالى شيطان را بر أو مسلط گردانيد تا درختى را كه از آن نهى شده بود ، خورد وشيطان را بر حوا مسلط كرد ، چون به چشم حسد بر فاطمه نظر كرد ، تا اين كه از آن درخت خورد ، چنان كه آدم خورد . پس حق تعالى هر دو را از بهشت بيرون كرد واز جوار خود آن ها را فرو فرستاد به اين عالم خاك . » أصفهاني ، ترجمهء عيون أخبار الرّضا عليه السلام ، 1 / 231 الملا : ابن عبد الرحمان روايت كند از پدرش ، از أبو هريرة كه رسول عليه السلام گفت : چون خداى تعالى آدم را بيافريد وروح در أو دميد ، أو از دست راست عرش بنگريد . اشباحى وتماثيلى ديد از نور به عدد پنج . بعضي راكع وبعضي ساجد بر صورت أو . گفت : « بارخدايا ! پيش از من كسى را آفريده‌اى بر صورت من ؟ » گفت : « نه . » -