هامش
- وهر كس تورا به دلش دوست بدارد وبه زبانش تورا يارى كند وبا دست تورا كمك نمايد ، مانند اين است كه همهء قرآن را خوانده است .
واما شصت ودوم اين كه من در همه جا وهمهء جنگها به همراه پيغمبر صلى الله عليه وآله بودم وپرچم آن حضرت به دست من بود .
واما شصت وسوم اين كه من هرگز از ميدان جنگ نگريختم وكسى با من نبرد نكرد ، مگر اين كه زمين را از خونش سيراب كردم .
واما شصت وچهارم اين كه مرغى بريان از بهشت براي رسول خدا آورده شد . آن حضرت از خداى عز وجل خواست كه دوستترين خلق نزد أو ، به نزد آن حضرت بيايد . پس خداوند مرا توفيق داد كه به نزد آن حضرت آمدم ، تا از آن مرغ به همراه حضرت خوردم .
واما شصت وپنجم اين كه من در مسجد نماز مىخواندم كه گدايى آمد وچيزى خواست . ومن در ركوع بودم ، انگشتر خود را از انگشتم در دسترس أو قرار دادم . خداى تبارك وتعالى اين آية را دربارهء من فرستاد .
ولى شما فقط خداست وپيغمبرش وآنان كه ايمان آوردند ونماز مىخوانند ودرحال ركوع زكات مىدهند . 1
واما شصت وششم اين كه خداى تبارك وتعالى دو بار آفتاب را براي من بازگردانيد وبه جز من براي هيچ كس از أمت محمد آن را باز نگردانده است .
واما شصت وهفتم اين كه رسول خدا دستور فرمود كه : درحال حياتش وبعد از وفاتش مرا به عنوان أمير المؤمنين بخوانند وهيچ كس را به جز من اين نام داده نشد .
واما شصت وهشتم اين كه رسول خدا فرمود : يا علي ! چون روز قيامت شود ، ندا كنندهاى از ميان عرش ندا دهد : كجاست سيد پيغمبران ؟ پس من برخيزم . سپس ندا كند : كجاست سيد جانشينان ؟ پس تو برخيزى . پس رضوان كليدهاى بهشت را نزد من آورد ومالك كليدهاى آتش را نزد من آورد وهر دو مىگويند كه : خداى جل جلاله ما را دستور فرموده كه اين كليدها را به تو بدهيم وبه تو عرض كنيم كه : آنها را شما به علىبن ابىطالب بدهى . پس تو يا علي قسمت كنندهء بهشت ودوزخ خواهى شد .
واما شصت ونهم اين كه شنيدم رسول خدا مىفرمود : اگر تو نبودى منافقين از مؤمنين شناخته نمىشدند .
واما هفتادم اين كه رسول خدا خود خوابيد ومرا وهمسرم فاطمه ودو فرزندم حسن وحسين را خوابانيد وعباى قطوانى خود را به روى همگى كشيد . پس دربارهء ما اين آية نازل شد .
همانا خداوند خواسته است كه پليدى را فقط از شما خاندان ببرد وشما را كاملًا پاك گرداند . 2
جبرئيل عرض كرد : يا محمد ! من هم از شما هستم . پس نفر ششم ما جبرئيل گرديد . »
1 . سورهء مائده ، آيهء 55 .
2 . سورهء احزاب ، آيهء 33 .
فهرى ، ترجمهء خصال ، 2 / 686 - 702