تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1051

مساهمون:

ص١٠٥١
هامش
- فرمود : « شايد از افرادى هستى كه با ما سر جنگ دارند ؟ » عرض كرد : « بلى . » فرمود : « آن‌گاه كه آتش جنگ فرو نشيند ، عيب ندارد . » عرض كرد : « من مردى هستم كه معاوية مرا به طور ناشناس به نزد شما فرستاده است تا مطلبي را كه ( ابن الأصفر ) پادشاه روم نزد معاوية فرستاده است از شما بپرسم . وبه أو گفته است كه : اگر پس از محمد براي زمامدارى وجانشينى ، تو شايسته‌ترى ، بايد به آنچه از تو مىپرسم پاسخ بگويى واگر چنين كنى وپاسخ بگويى من پيرو تو خواهم شد وجايزه‌اى براي تو خواهم فرستاد . وچون معاوية جوابي نداشت واز اين بابت پريشان‌خاطر بود ، مرا نزد تو فرستاد تا از تو بپرسم . » أمير المؤمنين عليه السلام فرمود : « خدا فرزند هند جگرخوار را بكشد ، تا چه قدر خود وهمراهانش گمراه وكورند ، به خدا قسم كنيزى را آزاد كرد ودرست نمىدانست چگونه با أو ازدواج بكند . خداوند ميان من اين أمت حكم فرمايد كه رابطهء خويشاوندى مرا بريدند وروزهاى پرافتخار مرا از ميان بردند وحق مرا از من بازداشتند ومقام والاي مرا كوچك شمردند وهمگى با من به ستيزه برخاستند . حسن وحسين ومحمد را نزد من حاضر كنيد . » آنان حاضر شدند . پس فرمود : « اى مرد شامي ! اينان دو فرزند رسول خدا هستند ، واين يكى فرزند من است . از هر يك كه دوست مىدارى بپرس . » عرض كرد : « از اين پسر كه گيسوان بلند دارد مىپرسم . » ومقصودش حسن عليه السلام بود كه آن هنگام پسربچه اى بود . حسن عليه السلام به أو فرمود : « هرچه خواهى بپرس . » شامي گفت : « ميان حق وباطل چه قدر فاصله است ؟ وفاصلهء ميان آسمان وزمين چه اندازه است ؟ وميان مشرق ومغرب چه اندازه است ؟ وقوس وقزح چيست ؟ وچشمه اى كه أرواح مشركين در آن منزل گزينند كدام است ؟ وچشمه اى كه أرواح مؤمنين در آن مأوى گيرند كدام است ؟ ومؤنث چيست ؟ وده چيزى كه يكى از ديگرى سخت‌تر است چيست ؟ » حسن بن علي عليه السلام فرمود : « ميان حق وباطل چهار انگشت فاصله است ، پس آنچه با چشمت ديدى حق است ، ولى گاهى با دو گوشت بسيار باطل مىشنوى . » شامي گفت : « راست فرمودى . » حضرت عليه السلام فرمود : « فاصلهء ميان آسمان وزمين به اندازهء يك دعاى ستمديده است ويك چشم انداز . وهر كس جز اين تورا گويد ، دروغش پندار . » عرض كرد : « درست فرمودى اى فرزند رسول خدا . » فرمود : « ميان خاور وباختر به اندازهء گردش يك روزهء آفتاب است . از آن‌جا كه به هنگام سر زدن -