تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
هامش
- ايشان از رسول خدا شرمناك شدند وسخن نكردند . حسين عليه السلام گفت : اى پدر ، اى أمير المؤمنين ، اى مادر ، اى سيدة نساء العالمين ، اى برادر ، اى حسن زكى ! مرا اذن مىدهيد تا از براي شما يكى از ميوه‌هاى بهشت را اختيار كنم ؟ گفتند : ما رضا داديم . به هر چه خواهى از براي ما اختيار مىكن . پس روى با پيغمبر كرد ، فقال : يا رسول اللَّه ! قل لجبرئيل إنّا نشتهي رطباً جنيّاً . عرض كرد : يا رسول اللَّه ! جبرئيل را بگوى ، ما رطب تازه مىخواهيم . پيغمبر فرمود : خداوند داناست . آن‌گاه با فاطمه فرمود : برخيز وآنچه در خانه مىبينى به نزد ما حاضر كن . پس فاطمه به درون خانه رفت وطبقى از بلور ديد ، آكنده از رطب تازه چيده ، وحال آن كه در غير وقت رسيدن رطب بود ، ومنديلى از سندس سبز روپوش داشت . فاطمه عليها السلام آن طبق را برگرفت وبه نزد رسول خدا آورد ، فقال النّبيّ : يا فاطمة ! أنّى لكِ هذا ؟ قالت : هو من عند اللَّه ، إنّ اللَّه يرزق من يشاء بغير حساب كما قالت مريم بنت عمران . پيغمبر فرمود : اين از كجا خاص تو گشت ؟ عرض كرد : از نزد خداوند رسيد . همانا خداوند روزى مىدهد هر كه را بخواهد بيرون از حساب ، همچنان كه [ گفت ] مريم دختر عمران . پس پيغمبر برخاست وآن طبق را برگرفت ودر پيش روى خود گذاشت وفرمود : بسم اللَّه الرحمن الرحيم . ويك رطب برگرفت ودر دهان حسين عليه السلام گذاشت ، فقال : هنيئاً مريئاً لك يا حسين . يعنى ، اى حسين ! بر تو گوارا باد . آن‌گاه رطب ديگر برداشت ودر دهان حسن گذاشت وفرمود : هنيئاً مريئاً لك يا حسن . ورطب سيم را در دهان فاطمه گذاشت وگفت : هنيئاً مريئاً لكِ يا فاطمة . و
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 563 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية