تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
الآخر ، كما قالوا : العمران والقمران . قال الأزهريّ : هكذا روى سلمة ، عن الفرّاء بضمّ النّون فيهما جميعاً ، كأ نّه جعل الاسمين اسماً واحداً ، فأعطاهما حظّ الاسم الواحد من الإعراب . ( والحسن محرّكة ما حسن من كلّ شيء ) وهو لمعنى في نفسه كالاتّصاف بالحسن لمعنى ثبت في ذاته كالإيمان باللَّه - تعالى - وصفاته ، ولمعنى في غيره كالاتّصاف بالحسن لمعنى ثبت في غيره كالجهاد ، فإنّه لا يحسن لذاته ، لأنّه تخريب بلاد اللَّه تعالى وتعذيب عباده ، وإنّما حسن لما فيه من إعلاء كلمة اللَّه تعالى ، وإهلاك أعدائه . « 1 » الزّبيدي ، تاج العروس ، 9 / 177 1
هامش
( 1 ) - در كتاب عيون أخبار سند به علي بن الحسين عليهما السلام منتهى مىشود ، واين خبر را علما به أسماء بنت عميس منسوب داشته اند ، ومن بنده در كتاب رسول خدا در ذيل قصهء فتح خيبر به شرح رقم كردم ، ونسب أسماء بنت عميس وخواهرهاى اورا وشوهران ودختران وپسران هر يك را باز نمودم . ومكشوف داشتم كه أسماء بنت عميس در زفاف فاطمه وولادت حسنين عليهم السلام ، با شوهر خويش جعفر بن ابىطالب در حبشه بود ، وروز فتح خيبر از حبشه در رسيدند . لهذا در زفاف فاطمه وولادت حسنين حاضر نبود ، بلكه خواهر أو سلمى حاضر بود . لاجرم راوي اين حديث سلمى خواهد بود ، چنان كه در كتاب امام حسن عليه السلام در قصهء ولادت آن حضرت رقم كردم . بالجملة مىگويد : « چون حسين عليه السلام متولد شد ، پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم به سراى فاطمه درآمد ومرا فرمود : فرزند مرا حاضر كن . پس حسين را در خرقه اى سفيد محفوف داشته ، به نزد آن حضرت بردم . از من فرا گرفت ودر گوش راست أو اذان گفت ودر گوش چپ اقامه قرائت كرد ، وأو را در كنار خويش گرفت وسخت بگريست . عرض كردم : اين گريه چيست ؟ فرمود : بر اين فرزند خود مىگريم . گفتم : پدر ومادرم فداى تو باد يا رسول اللَّه ! اين كودك هم اكنون متولد شده . فقال : تَقْتُلُهُ الفِئَةُ الباغِيَةُ مِنْ بَعْدي ، لا أنالَهُم اللَّهُ شَفاعَتي . فرمود : اورا بعد از من جماعتى گمراه وستمكاره به قتل مىرسانند . خداوند ايشان را از شفاعت من بهره ونصيبه نمىگذارد . آن گاه فرمود : « اى سلمى ! فاطمه را از اين قصه آگهى مده . چه عهد أو با فرو گذاشتن حمل نزديك است . » آن گاه به على فرمود : « فرزند مرا به چه نام خواندى ؟ » عرض كرد : « من در اختيار نام أو بر تو سبقت نكنم ؛ لكن دوست داشتم كه اورا به حرب نامبردار كنم . » فرمود : « من در نام أو بر خداوند پيشى نگيرم . » اين وقت جبرئيل فرود شد . فقال : يا محمّد ، العليّ الأعلى يقرء السّلام عليك ويقول لك : عليٌّ منك كهارون من موسى ، سمّ ابنك باسم