هامش
- ابن هارون ، قال النّبيّ : وما اسم ابن هارون ؟ قال : شبير . قال النّبيّ : لساني عربيّ . قال جبرئيل : سمّه الحسين ، فسمّاه الحسين .
گفت : « اى محمّد ! خداوند تورا سلام مىرساند ومىفرمايد : على تورا چنان است كه هارون موسى را . لاجرم پسر خويش را نامبردار كن به نام پسر هارون . »
فرمود : « اورا نام چيست ؟ »
گفت : « شبير . »
فرمود : « زبان من عربى است . »
گفت : « اورا حسين بخوان . »
پس اورا حسين ناميد .
وروز هفتم اورا به دو قوچ فربى عقيقه فرمود واز قوچ يك ران به زيادت دينارى قابله را عطا داد وموى سر آن حضرت را بسترد وبه ميزان برده ، به سنگ آن از سيم ناب تصدق داد وسر مباركش را با خلوق طلى كرد وفرمود : « اى سلمى ! آن علامت كه از خون بر كودك رسم مىكردند ، قانون جاهليت بود . »
آنگاه حسين عليه السلام را در كنار گرفت وفرمود : اى أبو عبداللَّه ! امر تو بر من سخت صعب مىآيد .
وهمى بگريست . عرض كردم : پدر ومادرم برخى راه توباد ! اين چه گريه است كه امروز وروز نخستين از تو معاينه مىكنم ؟
قال : أبْكي عَلى ابْني هذا ، تَقْتُلُهُ فِئَةٌ باغِيَةٌ كافِرَةٌ مِنْ بَني أُمَيّةَ ، لا أنالَهُمُ اللَّهُ شَفاعَتي يَوْمَ القِيامَةِ ، يَقْتُلُهُ رَجُلٌ يَثْلِمُ الدِّينَ ويَكْفُرُ باللَّهِ العَظِيمِ .
فرمود : بر اين فرزندم مىگريم كه اورا گروهى از بنىاميه كه كافران وستمكارانند مىكشند . خداوند ايشان را در قيامت از شفاعت من بىبهره كناد ! ورا مردى مىكشد كه به خداوند كافر مىشود ، وخلل در دين مىاندازد .
آنگاه در حق ايشان به دعاى بد زبان مبارك گشاد :
ثمّ قال : أللَّهُمَّ إنِّي أسْأ لُكَ فيهِما ما سَأ لَكَ إبْراهِيمُ في ذُرِّيّتِهِ ، أللَّهُمَّ أحِبَّهُما وأحِبَّ مَنْ يُحِبُّهُما ، والْعَنْ مَنْ يُبْغِضْهُما مِلْأَ السّماءِ والأرْضِ .
فرمود : اى پروردگار ! سؤال مىكنم از تو چنان كه إبراهيم در فرزندان خود كرد . اى پروردگار ! دوست دار ايشان را ودوست دار كسى را كه دوست دارد ايشان را ، ودشمن دار دشمنان ايشان را . »
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السلام ، 1 / 30 - 32
در كتاب علل الشرايع سند به علي بن الحسين عليهما السلام منتهى مىشود . قال : أهدى جبرئيل إلى رسول اللَّه اسم الحسن بن عليّ في خرقة حرير من ثياب الجنّة واشتقّ اسم الحسين من اسم الحسن عليهما السّلام .
يعنى : « جبرئيل اسم حسن را در نسيجى از حريرهاى بهشت نگاشت وبه حضرت رسول هديه آورد واسم حسين از حسن مشتق شد . »