هامش
واين اشيا را به أو سپارى كه بعد از تو ، أو امام است . »
پس به امام حسين عليه السلام گفت : « اى فرزند ! تو را امر كرده است كه اين فرزند خود را وصى خود كنى . »
واشاره به امام زين العابدين عليه السلام كرد ودست أو را گرفت وگفت : « اى فرزند ! تو نيز محمد باقر ، فرزند خود را وصى خود كن وسلام رسول خدا وسلام مرا به وى رسان . »
مدرسى ، جنات الخلود ، / 22
اين وقت ، أمير المؤمنين عليه السلام چنانكه كلينى ، صدوق ، شيخ مفيد ، طوسي وديگر محدثين شيعي به اسناد خود آوردهاند ، قلم برداشت وبدين گونه از براي امام حسن عليه السلام وصيتي نگاشت وامام حسين عليه السلام ومحمد ابن حنفيه وديگر فرزندان خود را بر اين وصيت گواه گرفت وكتب خود را وسلاح جنگ خويش را بدو سپرد . أو را وصى خويش ساخت وفرمود : « اى فرزند ! رسول خداى فرمان كرد كه چون من از اين جهان بيرون شوم ، تو را به وصايت اختيار كنم وكتب وسلاح خويش را به تو سپارم ؛ چنانكه رسول خداى مرا وصى خويش ساخت وكتب وسلاح را به من سپرد ونيز فرمان كرد كه چون تو از جهان درمىگذرى ؛ برادرت حسين را وصى خويش دانى واين اشيا را به أو تفويض كنى وچون حسين اين سراى را وداع خواهد كرد ، فرزندش علي بن الحسين را وصى خويش داند . »
روى با حسين عليه السلام كرد وفرمود : « بعد از خود ، فرزندت على را به وصايت اختيار كن . »
آنگاه علي بن الحسين را فرمود كه : « بعد از خود ، فرزندت محمد را به وصايت برگزين وأو را از رسول خداى واز من سلام برسان . »
سپهر ، ناسخ التواريخ أمير المؤمنين عليه السلام ، 4 / 286 - 287 امام حسن مجتبى عليه السلام ، 1 / 175 - 176 ، سيّد الشّهدا عليه السلام ، 1 / 127 - 129
ودر خرائج راوندى است كه : أمير المؤمنين پسرهاى خود را جمع كرد وآنها دوازده پسر بودند ، فرمود : « خداوند دوست داشته كه قرار بگذارد در من سنتي را از يعقوب پيغمبر صلى الله عليه وآله ، زيرا كه أو هم پسرانش را جمع كرد وآنها هم دوازده نفر بودند . »
فرمود : « من شما را وصيت مىكنم به حضرت يوسف ! پس بشنويد از أو وأطاعت كنيد ومن هم وصيت مىكنم شما را به حسن وحسين ، پس بشنويد از اين دو وأطاعت كنيد ، اين دو را . »
خراساني ، منتخب التواريخ ، / 90