تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 868

مساهمون:

ص٨٦٨
هامش
حكم شورا امارت وامامت بر عثمان افتاد . گاهى كه أو را در حصار گرفتند ، از شما انتصار كرد . نصرت نكرديد ودعوت نمود . أجابت نفرموديد وحال آن‌كه بيعت أو بر ذمت شما بود . هان اى جماعت أنصار ومهاجران ! عثمان را دست باز داشتيد تا مصريان أو را بكشتند ودر قتل أو أعانت كرديد . اكنون نيستيد شما الّا آن‌كه قتل أو را فرمان داديد ويا خود بكشتيد ؛ واگر نه بگذاشتيد أو را تا بكشتند . بالجملة ، از پسِ اين داهيه دهيا مردمان با تو كه على أبو طالبى بيعت كردند وتو در خلافت از من سزاوارترى به شرط اين‌كه كشندگان عثمان را به من فرستى تا گردن زنم ، آن‌گاه من وهركه با من هست ، از أهل شام دعوت تو را أجابت كنيم وبه تمام رغبت با تو بيعت نماييم . چون أبو دردا سخن به پاى آورد ، علي عليه السلام أو را وأبو هريره را مخاطب داشت وفرمود : حق رسالت بگذاشتيد وغايت ابلاغ مبذول نموديد . اكنون پاسخ معاوية را بشنويد وأو را بشنوانيد . همانا عثمان بن عفان يا خليفتي به حق بود وامامتى بسزا داشت ، خونش حرام ونصرتش واجب وخذلانش عصيان بود . يا اين خلافت به غصب داشت واين امامت به ضلالت مىكرد وخونش حلال ونصرتش حرام بود . از اين دو وجه كه به شرح رفت ، بيرون نتواند بود واين معنى نيز مكشوف است كه چون امامي درگذشت ، خواه مؤمن ومتقى وخواه فاجر وفاسق به حكم خداوند وقانون شريعت بر مسلمانان واجب است كه دست در كارى نكنند وحديث امرى نفرمايند ؛ نه به دست ونه به زبان ؛ از آن پيش كه از بهر خويش امامي عالم وعادل وبر فرايض وسنن دانا وبينا نصب كنند تا در ميان ايشان داد بدهد وحدود ايشان را محفوظ بدارد وأطراف ايشان را مجموع سازد وصدقات ايشان را درهم آورد . آن‌گاه سخن از امام مقتول كنند ، خواه به حق كشته باشند ، خواه به ناحق وآن كس كه امامت به دست كرد ، خونداران امام مقتول به نزد أو حاضر شوند وبه حكومت أو رضا دهند . هم‌اكنون بعد از قتل عثمان از پس آن‌كه مهاجر وأنصار سه روز كار به شورا كردند ، بر من گرد آمدند وبا من بيعت كردند وغازيان بدر وسابقين مهاجران حاضر شدند واين جماعت ، آنانند كه بىمشورت عامه با ديگران بيعت كردند ودر بيعت من با مشورت عامه رغبت نمودند . اكنون اگر اين امر را خداوند به اختيار أمت واجماع ايشان مقرر داشته [ است ] ، مرا اختيار كرده‌اند وأطاعت من بر معاوية وجز معاوية فرض مىآيد واگر أمت را اختياري نيست وبدون حكم خداوند اين حكومت كس نتواند كرد هم به حكم كتاب خداى وسنت رسول اين خليفتي مراست . اكنون بگوييد ، اى أبو هريره وأبو دردا ! اگر عثمان در عهد أبو بكر وعمر مقتول شدى ، معاوية در طلب خون أو بر ايشان خروج كردى ؟ گفتند : سخن نمىكرد . فرمود : اگر معاوية گويد من دست باز نمىداشتم وخون أو مىجستم ، بگوييد : آيا روا باشد از براي قتيلى كس شق عصاي مسلمين كند وبر امام عهد خروج نمايد ومسلمانان را پراكنده سازد وحال آن‌كه پسرهاى عثمان حاضر باشند ودر طلب خون پدر أولى باشند . أبو هريره وأبو دردا خاموش شدند وگفتند : علي عليه السلام انصاف مىدهد . آن‌گاه فرمود : قسم به‌جان خودم ، اگر معاوية مرا داد بدهد وسخن از درِ صدق كند ، اين جنگ وجوش را بنشاند ومسلمان را از اين عناد عذاب برهاند . اينك فرزندان عثمان در نزد معاوية حاضرند وكودك نيستند