تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 866

مساهمون:

ص٨٦٦
هامش
باشيد ) . » سلمان عرض كرد : « يا رسول اللَّه ! اين عمومى است يا مقصود خاصي دارد ؟ » فرمود : « مأمور همه مؤمنان هستند كه بدان دستور يافته‌اند واما مقصود از صادقين ، خصوص برادرم على واوصياى بعد از أو است تا روز قيامت . » گفتند : « به خدا آرى . » فرمود : « شما را به خدا مىدانيد كه در غزوه تبوك به رسول خدا عرض كردم چرا مرا با كودكان وزنان به جا گذاشتى ؟ » فرمود : « اصلاح مدينه به من است يا به تو وتو نسبت به من چون هارونى نسبت به موسى ؛ جز آن‌كه بعد از من پيغمبرى نيست . » گفتند : « آرى به خدا . » فرمود : « مىدانيد كه خدا در سوره حج ( آيهء 77 ) فرموده : اى آن‌چنان كسانىكه گرويديد ركوع كنيد وسجود كنيد وخدا را بپرستيد وكار نيك كنيد تا آخر سوره را نازل كرد . » سلمان از جا برخاست وعرض كرد : « يا رسول اللَّه ! آن‌ها كه تو بر آن‌ها گواهى وآنان بر مردم ، آن كساني كه خدا آن‌ها را برگزيده وبر آن‌ها حرج وسختى در دين ننهاده [ است ] وملت پدر شما إبراهيم مىباشند ، كيانند ؟ » فرمود : « مقصود از آن ، سيزده كسند در اين أمت ، بالخصوص نه ديگران . » سلمان عرض كرد : « آن‌ها را براي ما بيان كن يا رسول اللَّه ! » فرمود : « من وبرادرم على ويازده تن فرزندان من . » عرض كردند : « به خدا آرى . » فرمود : « شما را به خدا مىدانيد كه رسول خدا در آخرين خطبهء خود كه ديگر بعد از آن خطبه نخواند ، فرمود : اى مردم ! به راستى من در ميان شما دو ثقل به‌جا مىگذارم ؛ كتاب خدا وعترت خودم ، يعنى : اهل‌بيتم ، به آن‌ها تمسك كنيد تا هرگز گمراه نشويد ؛ زيرا لطيف خبير به من خبر داده وعهد نموده [ است كه ] هرگز از هم جدا نشوند تا در سر حوض بر من درآيند . » عمر بن خطاب خشم‌آلود به پا خاست وعرض كرد : « يا رسول اللَّه ! همه أهل بيت تو ؟ » فرمود : « نه ! اوصياى من كه اوّلشان برادرم ووزيرم ووارثم وخليفه‌ام در امتم وولى هر مؤمن ومؤمنه بعد از خودم مىباشد . أو اوّل آن‌هاست . سپس فرزندم حسن ، سپس فرزندم حسين . سپس نُه تن از فرزندان حسين يكى بعد از ديگرى تا بر حوض من بر من وارد شوند . اين‌ها شهداى خدا باشند در زمينش وحجت بر خلقش وخزان علمش ومعادن حكمتش . هركس أطاعت آن‌ها كند ، أطاعت خدا كرده وهركه مخالفت كند ، مخالفت خداى عز وجل كرده است . » همه گفتند : « گواهيم رسول خدا اين را گفته است . » سپس دنبالهء سؤالات كشيده شد خدمت علي عليه السلام . آن حضرت چيزى را وا نگذاشت كه با قيد سوگند