تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 863

مساهمون:

ص٨٦٣
هامش
از ما است وفلان از ما است . قريش گفتند : از ما است رسول خدا صلى الله عليه وآله . از ما است جعفر . از ما است حمزه . از ما است عبيدة بن حارث وزيد بن حارثه وأبو بكر وعمر وعثمان وسعيد وأبو عبيده وسالم بن عوف . هيچ كس از رجال سابقه‌دار را از ذكر نينداختند . در حلقه اين مذاكره بيش از دويست تن رجال اسلامى نشسته بودند كه در ميان آن‌ها : علي بن أبي طالب عليه السلام وسعد بن أبي وقاص وعبد الرحمان بن عوف وطلحه وزبير وعمار ومقداد وأبو ذر وهاشم بن عتبه وابن عمر وحسن وحسين وابن عباس ومحمد بن أبي بكر وعبداللَّه بن جعفر وجود داشتند . از أنصار هم : أبى بن كعب وزيد بن عبداللَّه الثابت وأبو أيوب انصارى وأبو الهيثم بن التيهان ومحمد بن مسلمه وقيس بن سعد بن عباده وجابر بن عبداللَّه انصارى وانس بن مالك وزيد بن أرقم وعبداللَّه بن أبي أوفى وأبو ليلى بودند وبا أبو ليلى ، پسرش عبد الرحمان همراه بود . عبد الرحمان پسر بچه‌اى أمرد وزيبا بود كه پهلوى پدرش نشسته بود . أبو الحسن بصرى هم آمد وپسرش حسن را هم همراه آورد . حسن هم بچه پسر أمرد زيبارو وخوش‌قامت بود . راوي گويد : گاهى به أو نگاه مىكردم ، گاهى به عبد الرحمان بن أبي ليلى . نتوانستم بفهمم كدام‌يك زيباترند ؛ ولى حسن تنومندتر وبلندبالاتر بود . مردم از صبح تا زوال ظهر در اين مذاكرات بودند وعثمان هم در خانه خود نشسته بود واطلاعى از اين جريان نداشت . علي بن أبي طالب هم در ميان اين جمع ساكت بود ونه أو ونه احدى از خانواده‌اش سخنى نمىگفتند . مردم به أو رو كردند وگفتند : « اى أبو الحسن ! چه مانعى داريد كه سخن نمىگوييد ؟ » فرمود : هر دو طايفه فضل خود را اظهار كردند وحق خود را ثابت نمودند . اى گروه قريش وأنصار ! اكنون من از شما مىپرسم به‌وسيله كي خداوند اين فضيلت را به شماها داده ؟ آيا به خاطر خودتان وعشيره‌تان واهالى خاندانتان يا ديگران ؟ » عرض كردند : « خدا به وسيلهء محمد وخاندانش اين فضيلت را به ما داده است ونه به خاطر خودمان وعشاير وأهل بيوتات ما . » فرمود : « اى گروه قريش وأنصار ! راست گفتيد . آيا ندانستيد كه هر خيرى در دنيا وآخرت درك كرديد ، به وسيلهء أهل بيت خاص پيغمبر بوده [ است ] ونه ديگران ؟ » پسر عمّ پيغمبر صلى الله عليه وآله فرمود : « به راستى من وأهل بيتم پيش از چهار هزار سال از آن‌كه خداى عز وجل آدم را بيافريند ، نوري بوديم كه در پيشگاه خداى تبارك وتعالى مىكوشيد . چون آدم را آفريد ، آن نور را در صلب وى نهاد وأو را به زمين فرود آورد . سپس در صلب نوح بر كشتى حمل شد ودر پشت إبراهيم به آتش پرتاب شد . سپس هميشه خداى عز وجل ما را در أصلاب كريمه وأرحام طاهره واز أرحام در أصلاب كريمه پدران ومادران جابه‌جا كرد ، هيچ كدام از ما بر زنا برنخورده است . هرگز . » أهل سابقه وپيشينيان أهل بدر وأهل أحد گفتند : « آرى ! اين را از رسول خدا صلى الله عليه وآله شنيديم . » سپس فرمود : « شما را به خدا مىدانيد كه خدا در كتاب خود سابق را بر مسبوق تفضيل داده [ است ] . در چند آية وكسى در اين أمت به خدا ورسولش صلى الله عليه وآله از من سبقت نجسته است . »
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 863 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية