تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 956

مساهمون:

ص٩٥٦

لقاء الإمام الحسين عليه السلام مع امّ سلمة عندما خرج من المدينة وعندما خرج من مكّة

قال الحسين بن حمدان الخصيبيّ : حدّثني أبو الحسين محمّد بن عليّ الفارسيّ ، عن أبي بصير ، عن أبي جعفر الباقر عليه السلام ، قال : لمّا أراد الحسين بن عليّ عليه السلام الخروج إلى العراق ، بعثت إليه امّ سلمة ، وهي الّتي كانت ربّته ، وكان هو أحبّ إليها من كلّ أحد ، وكانت أرأف النّاس عليه ، وكانت تربة الحسين عندها في قارورة مختومة دفعها إليها رسول اللَّه
هامش
- صبر كردن . پس بار ديگر سخن را به أو اعاده كرد وباز حضرت فرمود كه : بايد صبر بنمايى . چون در مرتبهء سوم اين سخن را اعاده كرد ، باز حضرت فرمود : اى على ، اى برادر من ! هرگاه كار به اين جا كشيد ، پس شمشير خود را از غلاف بكش وبر دوش خود بگذار وجنگ بنما وپروا مكن تا اين كه چون به نزد من آيى ، از شمشير تو خون بريزد . پس حضرت رسول به جانب من التفات نمود كه : اين چه اندوه است كه در تو مىنگرم ، اى أم سلمة ! ؟ گفتم : يا رسول اللَّه ! براي اين كه مرا چندين مرتبه از پيش خود راندى . حضرت فرمود كه : به خدا قسم ، تو را از براي غضب رد نكردم واز تو بدى در خاطر نداشتم وبه درستى كه تو در خيرى از جانب خدا ورسول ، ولكن چون تو آمدى ، جبرئيل در جانب راست من بود وعلى در جانب چپ من ، وجبرئيل مرا خبر مىداد به وقايعى كه بعد از من واقع خواهد شد وامر مىكرد مرا كه على را در باب آن‌ها وصيت بنمايم كه بداند چه بايد كرد . اى أم سلمة ! بشنو وگواه باش ، اينك علي بن ابىطالب ، برادر من است در دنيا وآخرت . اى أم سلمة ! بشنو وگواه باش كه علي بن ابىطالب وزير من است در دنيا وآخرت . اى ام‌سلمه ! بشنو وگواه باش كه علىبن ابىطالب وصى وجانشين من است بعد از من ووفاكننده به وعده‌هاى من وراننده است دشمنان خود را از حوض كوثر . اى أم سلمة ! بشنو وگواه باش كه علي بن ابىطالب ، سيد وبزرگ مسلمانان است وبرگزيده وپيشواى متقيان است وكشانندهء مؤمنان است به سوى بهشت ، وكشندهء ناكثان وقاسطان ومارقان است . من گفتم : يا رسول اللَّه ! كيستند ناكثان ؟ فرمود : جماعتى كه در مدينه با على بيعت كنند ودر بصره بيعت أو را بشكنند . گفتم : قاسطان چه كسانند ؟ فرمود : أصحاب معاوية . گفتم : مارقان چه مردمى باشند ؟ فرمود كه : خارجيان نهروان . » چون أم سلمة اين حديث را نقل كرد ، مولاي أم سلمة گفت : « خداى تعالى فرج بخشد تو را چنان چه مرا فرج بخشيدى وعقده از دل من گشودى . به خدا سوگند كه ديگر على را سب نمىكنم هرگز . » محلّاتى ، رياحين الشريعة ، 2 / 288 - 290