روي عن « 1 » امّ سلمة قالت : وضعتُ يدي على صدر رسول اللَّه ( ص ) يوم مات ، فمرّ بي جُمَعٌ آكُلُ وأتوضّأ ، ما يذهب ريحُ المسك من يدي .
الطّبرسي ، إعلام الورى ، / 143 / مثله الذّهبي ، سير أعلام النّبلاء ، 2 / 436
قالا : وأنا أبو يعلى ، نا أبو خيثمة ، نا جرير - وفي حديث ابن حمدان : أنا زهير - ، أنا
هامش
- عليه السلام نيز پيش آن حضرت بود ، همين كه نزديك شد كه روح از بدن مباركش بيرون رود فرمود : « اى على ! سر مرا در دامن خود گير ؛ زيرا كه امر الهى رسيد ، وچون جان من بيرون رود آن را با دست خود بگير وبه روى خود بكش ، آن گاه مرا رو به قبله بكش ، وكار ( غسل وكفن ) مرا خودت انجام ده ، وتو پيش از همهء مردم بر من نماز كن ، واز من جدا مشو تا آن گاه كه مرا در گور نهى ودر همه حال استعانت از خدا بجوى . »
پس علي عليه السلام سر أو را در دامن گرفت وآن حضرت صلى الله عليه وآله از خويش برفت ، پس فاطمه سلام اللَّه عليها پيش آمده خود را بر أو افكند ونگاه به روى آن حضرت مىكرد ونوحه وگريه مىكرد واين ( شعر را كه أبو طالب دربارهء آن حضرت گفته بود ، مىخواند ) :
سفيد روئى كه مردم به بركت روى أو طلب باران مىكنند ، وفريادرس يتيمان وپناه بيوه زنان است .
پس رسول خدا صلى الله عليه وآله چشمان مبارك باز كرده به آواز ضعيفى فرمود : « اى دختركم ! اين گفتار عمويت أبو طالب است ، آن را مگو ، ولى بگو : « ونيست محمد صلى الله عليه وآله مگر پيمبرى كه بگذشته است پيش از أو پيمبرانى پس اگر بميرد يا كشته شود بازگرديد بر اعقاب خود » ( آيهء 144 از سورهء آل عمران ) . »
زهرا عليها السلام بسيار گريست ، پس آن حضرت صلى الله عليه وآله به أو اشاره كرد كه نزديك رود ، زهرا عليها السلام نزديك شد ، حضرت آهسته چيزى به أو فرمود كه رويش بدان سخن از هم شكفته شد ، سپس جان از تن شريفش گرفته شد ( واز دنيا رفت ) ودر آن حال دست راست أمير المؤمنين عليه السلام زير چانهء آن حضرت صلى الله عليه وآله بود وجان أو در دست علي عليه السلام قرار گرفت ، ( وأو نيز بر طبق وصيت پيغمبر صلى الله عليه وآله ) آن را به روى خود كشيد ، سپس آن حضرت را رو به قبله خوابانيد وچشمان مباركش را بست وجامه بر بدن أو كشيد ، وسرگرم به كار ( غسل وكفن ) أو شد .
در حديث آمده كه به فاطمه عليها السلام گفته شد : « چه بود آن چيزى كه پيغمبر آهسته به شما فرمود كه موجب شد اندوه وپريشانى حالي كه از غم مرگ آن حضرت به شما دست داده بود برطرف گردد ؟ »
فرمود : « مرا آگاه كرد كه من نخستين كسى هستم كه از خاندانش به أو ملحق خواهم شد ، وپس از أو زماني چندان نكشد كه به أو برسم ، پس اين مژده اندوه مرا از ميان برد . »
رسولي محلّاتى ، ترجمهء ارشاد ، 1 / 169 - 177
( 1 ) - [ في السّير مكانه : وقال يونس بن بُكَير ، عن أبي مَعشر ، عن محمّد بن قيس ، عن . . . ] .