هامش
- لاجرم على آن جمله را حاضر ساخت وپيغمبر آستين برزد وآن خرما را در كشك وورغن هريسه كرد ، با گوشت ونان فراوان به نزد علي عليه السلام گذاشت وفرمود : « هر كه را خواهى دعوت كن . »
أمير المؤمنين عليه السلام جانب مسجد گرفت وستوده نمىداشت كه جماعتى حاضر وگروهى غايب باشند ، پس بر مكاني بلند برآمد وندا در داد كه : « اى جماعت مهاجر وأنصار ! از بهر وليمهء فاطمه عليها السلام حاضر شويد . »
خداوند بانگ آن حضرت را بر تمامت مردم مدينه بشنوانيد ، مهاجر وأنصار گروه از پس گروه در رسيدند افزون بر هزار تن انجمن شدند ، علي عليه السلام از وفور خاص وعام وقلت طعام پريشيده خاطر وشرمناك بود ، پيغمبر فرمود : « يا علي ! بيم مكن ، همانا من خداى را مىخوانم تا اين طعام را وافى وكافى همى كند . »
بالجملة مردمان فرآهم آمدند واز آن بخوردند وبياشاميدند ودعاى خير بگفتند وبرفتند وآن طعام كاستى نپذيرفت ، اين وقت پيغمبر كاسهاى شگرف بخواست وهر يك از زوجات مطهرات را كاسه اى از وليمه بهره فرستاد وقدحى ديگر طلب كرد واز وليمه بياكند وفرمود : « اين بهر فاطمه وشوهر اوست . »
ناگاه فرو شدن اين كار به كران رسيد ، اين وقت رسول خدا أم سلمة را حكم داد كه : « فاطمه را حاضر كن . »
أم سلمة برفت وبر حسب فرمان فاطمه را بياورد وعرق آزرم از رخسار مباركش روان بود ودر رفتار در هر قدمي لغزشى مىكرد چنان كه بيم همى رفت كه به روى درافتد ، رسول خدا فرمود : « خداوند در دنيا وآخرت لغزش را از تو بگرداند . »
چون در پيش روى پيغمبر ايستاده شد ، رسول خدا آن ردايى را كه برقع چهرهء فاطمه بود بركشيد تا علي عليه السلام چهرهء أو را نظاره كرد ، آنگاه دست فاطمه را بگرفت ودر دست علي عليه السلام نهاد وفرمود : « يا علي ! مبارك كند خدا دختر پيغمبر را از براي تو كه بهترين زنان است ، واى فاطمه ! بهترين شوهران على است ، اكنون به سوى منزل خويش روان شويد وتا من حاضر نشوم با يكديگر سخن مكنيد . »
وفرمان داد تا دختران عبد المطلب وزنهاى مهاجر وأنصار در صحبت فاطمه عليها السلام روان شوند وآغاز مسرت وفرحت فرمايند وتكبير گويند واز كلمات لهو وحركات لعب بپرهيزند كه خداوند بدان رضا ندهد . پس فاطمه را بگرفت وأو را بر ناقة سوار نمود وبه روايتي بر ناقهء شهباء نشست كه دُلدل نام داشت وپيغمبر از پيش روى فاطمه مشى مىفرمود وجبرئيل از يمين وميكائيل از يسار بود وهفتاد هزار فريشته از دنبال تسبيح وتقديس كنان راه در مىنوشتند وهفتاد تن حوراء بر اثر فاطمه مىشتافتند ، اما علماى سنت وجماعت از جابر بن سمره روايت مىكنند كه در شب زفاف فاطمه سلام اللَّه عليها زمام بغلهء شهبا به دست جبرئيل بود وإسرافيل ركاب گرفت وميكائيل از دنبال رهسپار بود وپيغمبر تسويهء 2 جامهاى فاطمه عليها السلام را مىفرمود واين ملايك وديگر فريشتگان تكبير همى گفتند واين تكبير تا قيامت در ميان آن جماعت از در سنت به جاى ماند وهمچنان سلمان نيز زمام بغلهء شهبا را داشت وحمزه وعقيل وجعفر وأهل بيت از -