هامش
- عرض كرد : « الهى ! بيزارم از دشمنان محمد وكشندگان أهل بيت محمد . همانا چند كه قرائت قرآن كردم به معنى اين كلمات راه نبردم . »
آنگاه عرض كرد : « يا بن رسول اللَّه ! آيا توبهء من پذيرفته است ؟ »
فرمود : « إن تبت تاب اللَّه عليك وأنت معنا » .
يعنى : « اگر توبه كنى ، خداوند مىپذيرد وتو با ما خواهى بود . »
عرض كرد : « من تائبم . »
چون اين خبر به يزيد رسيد ، فرمان كرد تا أو را به قتل رساندند .
1 . قرآن كريم « 42 - 22 » .
2 . قرآن كريم « 17 - 28 » .
3 . قرآن كريم « 33 - 33 » .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 3 / 118 - 119
راوي گفت : پيرمردى آمد وبه زنان وعيالات حسين عليه السلام كه بر درِ مسجد ايستاده بودند ، نزديك شد وگفت : « سپاس خداى را كه شما را بكشت ونابود كرد وشهرها را از مردان شما آسوده نمود وأمير المؤمنين را بر شما مسلط كرد . »
علي بن الحسين به أو فرمود : « اى پيرمرد ! قرآن خواندهاى ؟ »
گفت : « آرى . »
فرمود : « معناى اين آية را نيكو درك كرده اى : بگو اى پيغمبر ، من براي رسالت مزدى از شما نمىخواهم به جز دوستى خويشاوندانم ؟ »
پيرمرد گفت : « آرى ، اين آية را خواندهام . »
علي عليه السلام فرمود : « خويشاوندان پيغمبر ماييم . اى شيخ ! در سورهء بنىاسرائيل خوانده اى كه : حق خويشاوندان ادا كن ؟ »
شيخ گفت : « خواندهام . »
علي بن الحسين فرمود : « خويشاوند ماييم . اى پيرمرد ! اين آية را خوانده اى : بدانيد هر چه سود برديد پنج يك آن مخصوص خداست ورسول وخويشاوندان رسول ؟ »
گفت : « آرى . »
علي عليه السلام به أو فرمود : « ماييم خويشاوندان پيغمبر . اين آية را خواندهاى : خداوند خواسته است كه پليدى را از شما خاندان بردارد وشما را پاك وپاكيزه فرمايد ؟ »
شيخ گفت : « اين آية را خواندهام . »
علي عليه السلام فرمود : « ماييم آن خاندانى كه خداوند آيهء تطهير را مخصوص ما نازل فرموده است . »
راوي گفت : پيرمرد ساكت ايستاد وآثار پشيمانى از آن چه گفته بود ، بر چهره اش نمايان بود . پس از -