تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
هامش
- كه سه گروهند . سالار ما به گروهى از آن‌ها گفت : « شما چه كسانيد ؟ » گفتند : « ما نصاراييم وديني را بهتر از دين خويش نديده‌ايم وبر آن ثابت مانده‌ايم . » به آن‌ها گفت : « به يك سو رويد . » سپس به گروه ديگر گفت : « شما چه كسانيد ؟ » گفتند : « ما نصراني بوده‌ايم كه مسلمان شده‌ايم وبر اسلام خويش باقي مانده‌ايم . » گفت : « به يك سو رويد . » آن‌گاه به گروه ديگر گفت : « شما چه كسانيد ؟ » گفتند : « ما نصرانيانيم كه مسلمان شده بوديم ، اما ديني را بهتر از دين خودمان نديده‌ايم . » به آن‌ها گفت : « مسلمان شويد . » اما نپذيرفتند . به ياران خود گفت : « وقتي سه بار دست به سر خود كشيدم ، به آن‌ها حمله بريد وجنگاوران را بكشيد وزن وفرزند را به اسيرى گيريد . » گويد : أسيران را پيش على آوردند . مصقلة بن هبيرهء شيبانى بيامد وآن‌ها را به دويست هزار درهم خريد ويك صد هزار درهم پيش على آورد كه نپذيرفت وبا درهم ها برفت وأسيران را آزاد كرد وبه معاوية پيوست . به على گفتند : « أسيران را نمىگيرى ؟ » گفت : « نه . » ومتعرض آن‌ها نشد . حارث‌بن كعب گويد : وقتي معقل‌بن قيس پيش ما آمد ، نامه‌اى از على برايمان خواند به اين مضمون : « به نام خداى رحمان رحيم از بندهء خدا ، على أمير مؤمنان ، به هر كس از مؤمنان ومسلمانان ونصرانيان ومرتدان كه اين نامه بر آن‌ها خوانده شود . درود بر شما وهر كه پيروى هدايت كرده وبه خدا وپيمبر وكتاب وى وزندگى پس از مرگ ايمان آورده وبه پيمان خدا وفا كرده واز خيانتگران نبوده . اما بعد ، من شما را به كتاب خدا وروش پيمبر وعمل به حق كه خدا در قرآن بدان فرمان داده دعوت مىكنم . هر كس از شما كه سوى كسان خويش باز گردد ودست بدارد واز اين ملعون حربي كه به جنگ خدا وپيمبر ومسلمانان آمده ودر زمين به تباهى كوشيده كناره كند ، جان ومالش در أمان است وهر كه در كار جنگ ونافرمانى پيرو أو شود ، بر ضد وى از خدا كمك مىجوييم وخدا را ميان خودمان وأو قرار مىدهيم كه خدا ياورى نكوست . » گويد : معقل پرچم امانى برافراشت وگفت : « هر كه سوى آن رود در أمان است ؛ مگر خريت ويارانش كه به جنگ ما آمده‌اند وبا ما جنگ آغازيده‌اند . » -