هامش
- « بسم اللَّه الرحمن الرحيم
اين نامهء حكميت علي بن ابىطالب است ومعاوية بن أبي سفيان .
على از جانب أهل كوفه ويارانشان كه مؤمنانند ومسلمانان ، حكميت مىخواهد . معاوية نيز از جانب أهل شام ويارانشان كه مؤمنانند ومسلمانان ، حكميت مىخواهد . ما به حكم خداى عز وجل وكتاب أو ، تسليم مىشويم وجز آن ميان ما نخواهد بود .
كتاب خدا از آغاز تا انجام ميان ماست . آن چه را زنده كند ، زنده مىداريم وآن چه را بميراند مرده مىداريم . هر چه را حكمان ، أبو موسى اشعرى ، عبداللَّه بن قيس ، وعمرو بن عاص قرشي در كتاب خدا يافتند ، بدان عمل كنند وهر چه را در كتاب خدا نيافتند به سنت عادل وحدتآور ، نه تفرقه انداز ، رو كنند .
حكمان از على ومعاوية ودو سپاه ، ميثاق وپيمان واز مردم اطمينان گرفته اند كه جانشان وكسانشان در أمان است ، وأمت در كار حكميت يارشان است . پيمان وميثاق خدا ، بر مؤمنان ومسلمانان هر دو گروه مقرر است . ما ملتزم اين نامه أيم وحكم آنها بر مؤمنان نافذ است . هر كجا روند ، جانهاشان وكسانشان واموالشان ، حاضرشان وغايبشان قرين امن واستقامت باشد وسلاح در ميان نيايد .
عبداللَّه بن قيس وعمرو بن عاص به پيمان وميثاق خدا ملتزمند كه ميان اين أمت حكميت كنند وآن را به جنگ وتفرقه باز نبرند ، كه عصيان كرده باشند .
مدت حكميت تا رمضان است .
اگر خواهند آن را عقب اندازند ، به رضايت عقب اندازند . اگر يكى از دو حكم بميرد ، أمير آن گروه به جاى وى برگزيند ، وبكوشد كه أهل عدالت وانصاف باشد .
محل حكميت كه در آن جا حكميت كنند ، جايى فيما بين مردم كوفه ومردم شام باشد . اگر دو حكم مقرر كنند وبخواهند ، هيچ كس در آن جا جز آن كه بخواهند حضور نيابد .
دو حكم هر كه را بخواهند ، شاهد گيرند وشهادت آنها را دربارهء مضمون اين نامه بنويسند . شاهدان بر ضد كسى كه مضمون اين نامه را واگذارد واز آن بگردد وستم كند ، يارى كنند . خدايا از تو بر ضد كسى كه مضمون اين نامه را واگذارد يارى مىجوييم . »
از ياران على ، اشعثبن قيس كندى وعبداللَّه بن عباس وسعيد بن قيس همداني ووقاء بن سمى بجلى وعبداللَّه بن معجل عجلى وحجر بن عدي كندى وعبداللَّه بن طفيل عامري وعقبة بن زياد حضرمي ويزيد بن حجيهء تيمي ومالك بن كعب همداني شاهد شدند .
پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، 6 / 2569 - 2570