تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 944

مساهمون:

ص٩٤٤
قال الشّيخ المفيد : ولمّا أضرم الحسين عليه السلام القَصَب في الخندق الّذي حمله خلف البيوت ، مرّ الشّمر ، فنادى : يا حسين ! تعجّلت بالنّار قبل يوم القيامة ؟ فقال له الحسين : يا ابن راعية المعزى ! أنتَ أولى بها صليّاً ، فرام مسلم بن عوسجة أن يرميه ، فمنعه الحسين عليه السلام عن ذلك ، فقال له مسلم : إنّ الفاسق من أعداء اللَّه وعظماء الجبّارين ، وقد أمكن اللَّه منه ، فقال الحسين عليه السلام : لا ترمه ، فإنِّي أكره أن أبدأهم في القتال . « 1 » السّماوي ، إبصار العين ، / 63
هامش
- بودند ، آتش زدند . شمر آن‌ها را ديده ، فرياد بركشيد كه : « اى حسين ! پيش از آمدن قيامت ، به آتش تعجيل كردى ؟ » آن جناب جواب داد كه : « تو سزاوارترى به آتش . » مسلم بن عوسجة التماس كرد كه امام حسين رخصت فرمايد تا تيرى بر دهانش زند . امام حسين فرمود : « نخواهم كه در حرب پيش‌دستى كه از پدر خود چنين آموختم . » ميرخواند ، روضة الصفا ، 3 / 151 به روايت ديگر : شمر به كنار خندق آمد وگفت : « اى حسين ! آتش دنيا را پيش از آتش آخرت اختيار كرده اى ؟ » حضرت فرمود : « اى فرزند شبان ! به زودى معلوم خواهد شد كه تو يى سزاوار آتش جهنم . » مسلم بن عوسجة گفت : « يا بن رسول اللَّه ! دستوري ده كه تيرى بر اين ملعون بيندازم كه اين از همه شقىتر است وبر سر تير آمده است . » حضرت فرمود : « من ابتدأ به قتال ايشان نمىكنم ، مىخواهم حجت خدا را بر ايشان تمام كنم . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 656 - 657 ( 1 ) - گويد : لشگر آمدند وگرد خيمه‌هاى حسينى دور زدند . ازدى گويد : عبداللَّه بن‌عاصم ، از عبداللَّه بن ضحاك مشرقى باز گفته است كه چون لشگر ، سوى ما تاختند وآتش خندق را پشت خيمه‌ها افروخته ديدند وراه حمله از پشت سر بر آن‌ها بسته بود ، أسب سواري با ساز وبرگ كامل ، به ما رو آورد وبي گفت‌وگو از خيمه‌هاى ما وراندازى كرد وبرگشت ، وفرياد زد : « اى حسين ! پيش از قيامت به آتش شتافتى ؟ » حسين فرمود : « گويا شمربن ذىالجوشن است ؟ » گفتند : « آرى ، أصلحك اللَّه ، خود اوست . » به أو فرمود : « اى زادهء مادرى بزچران ! تويى شايستهء نيران . » مسلم‌بن عوسجة خواست أو را به تير زند وحسين عليه السلام أو را نگذاشت . عرض كرد : « مرا واگذار . اين نابه‌كار از بزرگ ستمكاران است وخدا أو را تيررس آورده . » فرمود : « تيرش مزن ، من دوست ندارم آغاز نبرد از من باشد . » كمره اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 107