تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧

225 / 270 - عنطمة غلام « 1 »

226 / 271 - عون بن أمير المؤمنين عليه السلام

ذكرنا ترجمته في المجلّد التّاسع ، ص 885 - 912 .
هامش
- بفرمود تا آن خانه‌ها را ويران كرده ، با خاك يكسان داشته ، ونيز هر كس از آن گوشت بخورده بود ، سر از تنش برگرفتند . به روايتي ، چون ابوعمره شمررا بكشت وسنان وحارث را أسير ساختند ودر همان مكان فرود گرديدند ، ناگاه جوانى كه قميصى پشمين بر تن ودستارى پشمين بر سر ، وزنبيلى بر دست داشت ، نزد عبداللَّه بن كامل آمد ، وگفت : « اى أمير ! همانا مردم اين قريه ، به تمامت دشمن خاندان رسالت ودوستدار ودولتخواه بنى أمية هستند ، وبرهان بر صدق سخن من اين است كه اين جماعت ، كفار نابه كار را در اين قريه ، منزل ومأوى نهادند ، وبراي ايشان دليل راه بصره أقامت كردند . » عبداللَّه گفت : « سخن همان است كه گفتى . » پس بفرمود تا بزرگان قريه را حاضر كرده وآن جوان را به ايشان بسپرد ، ودر رعايت تكريم وتعظيم أو سفارش بليغ نمود ، وفرمود : « اگر آن‌چه گفتم ، مهمل گذاريد ، آن‌چه با شمر كردم با شما كنم وخانه‌هاى شما را آتش زنم . » آن گاه عمامهء خود را از سر برگرفته به آن جوان بداد ، وخود برنشست وبا سر شمر وديگران روى به كوفه نهادند . مردم كوفه به استقبال عبداللَّه وابوعمره بيرون شتافتند ، وچون سرهاى منافقان را بر فراز نيزه‌ها نمايان ديدند ، از كمال وجد وسرور نعره‌ها برآوردند ، وهمچنان بيامدند تا به در قصر الاماره رسيدند ، وسنان بن انس وحارث بن قرين را به زندان بردند ، لكن اين خبر مخالف آن خبر است كه سنان نزد مصعب گريخت ، چنان كه به خواست خداى تعالى مسطور آيد . در بعضي اخبار وارد است كه خداى تعالى ، شمر ملعون را از پس كشته شدن ، به صورت سگى برآورد ، وآن سگ در بيابان نجف وبه قولي در سرّ من رأى ، وبه روايتي در زمين كربلا ، با جگر تفته به هر سوى تشنه دوان است ، وچون سرابى بنگرد آبش پندارد وبدان سوى مىتازد وتا قيامت ، گرسنه وتشنه در عذاب اليم دچار وگرفتار است واين ملعون به كراهت منظر ، وخباثت مخبر ، ووقاحت اخلاق ، وقباحت أطوار از تمامت قبيح المنظرهاى روزگار نكوهيده‌تر است ، عليه اللعنة والعذاب . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 377 - 384 ( 1 ) - ده نفر از غلامان أمير المؤمنين علي عليه السلام كه به عرق جبين وكد يمين حضرت خريده وآزاد كرده بود ، أسامي آن‌ها [ . . . ] عنطمه غلام . القزويني ، رياض القدس ، 1 / 301