تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1458

مساهمون:

ص١٤٥٨
المفيد ، الإرشاد ، 2 / 66 - 67 / عنه : المجلسي ، البحار ، 44 / 359 - 360 ؛ البحراني ، العوالم ، 17 / 208 - 209 ؛ البهبهاني ، الدّمعة السّاكبة ، 4 / 224 - 225 ؛ الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 229 ؛ القمّي ، نفس المهموم ، / 120 ؛ مثله : الجواهري ، مثير الأحزان ، / 28 وبعث ابن زياد برأسيهما إلى يزيد بن معاوية . الطّبرسي ، إعلام الورى ، / 227 قال : ثمّ كتب ابن زياد إلى يزيد لعنه اللَّه : بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم لعبداللَّه يزيد أمير المؤمنين ، من عبيداللَّه بن زياد الحمد للَّه‌الّذي أخذ لأمير المؤمنين بحقّه ، وكفاه مؤونة عدوّه .
هامش
- گفت : « اين درازىها چيست واين زيادىها براي چه ؟ بنويس : اما بعد ، سپاس براي خدايى است كه حق أمير المؤمنين را گرفت ودشمن أو را كفايت كرد . آگاه كنم أمير المؤمنين را كه مسلم‌بن عقيل به خانهء هانىبن عروهء مرادي پناهنده شد ومن ديده‌بانان وجاسوس‌ها بر ايشان گماردم ومردانى به كمين آن دو نهادم ونقشه‌ها براي آن دو كشيدم تا آن دو را از خانه بيرون كشيده وخدا مرا بر آن دو مسلط كرده وپيش آوردم وگردن هر دو را زده وسرهاى آن دو را با هانىبن ابىحيهء وادعى وزبيربن أروح تميمي براي تو فرستادم . اين دو نفر ( كه نزد تو آيند ) ، هر دو از فرمانبران وپيروان ما وخيرخواهان بنىاميه هستند . پس أمير المؤمنين هر چه خواهد از جريان كار هانى ومسلم را از اين دو نفر از نزديك جويا شود ؛ زيرا اطلاع كافى وراستى وپارسايى در اين دو است ، والسلام . » يزيد در پاسخش نوشت : « اما بعد ، همانا تو همچنان كه من مىخواستم ، بودى . به كردار مردان دورانديش رفتار كردى وبىباكانه چون دلاوران پردل حمله افكندى وما را از دفع دشمن بىنياز وكفايت كردى . گمانى كه من دربارهء تو داشتم ، به يقين پيوستى وانديشهء مرا دربارهء خود نيك كردى . من دو نفر فرستاده ات را پيش خواندم واز آن دو جويا شدم ودر پنهاني أوضاع را پرسيده وديدم در انديشه وفضيلت همچنان بودند كه نوشته بودى . پس دربارهء ايشان نيكى كن وهمانا به من اطلاع داده‌اند كه حسين به سوى عراق رو كرده . پس ديده‌بانان ومردان مسلح براي مردم بگمار ومراقب باش وبا گمان به زندان بينداز وبه تهمت بكش ؛ يعنى هر كه را گمان مخالفت بر أو بردى ، بدون درنگ به زندان افكن وهر كه را نسبت مخالفت با ما به أو دهند اگرچه از روى تهمت باشد ، بكش وهر خبري پس از اين مىشود ، به من بنويس ، انشااللَّه . » رسولي محلّاتى ، ترجمهء ارشاد ، 2 / 66 - 67
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1458 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية