تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1264

مساهمون:

ص١٢٦٤
ولمّا سمع مسلم بن عقيل مجيء عبيداللَّه « 1 » إلى الكوفة « 1 » ومقالته « 2 » التي قالها « 3 » وما أخذ به العرفاء والنّاس 2 3 ، خرج من دار المختار « 4 » حتّى انتهى إلى « 4 » دار هاني بن عروة فدخلها « 5 » ، فأخذت « 6 » الشّيعة تختلف إليه « 7 » « 2 » في دار هاني « 2 » على تستّر واستخفاء 1 من عبيداللَّه « 1 » ، وتواصوا بالكتمان « 7 » . « 8 »
هامش
- قوانين ودستورند ، احسان ونيكى معمول دارم وهر كه مورد سوء ظن ومتهم باشد ، به سختى با أو رفتار كنم . من نسبت به هر كس كه مطيع وفرمانبردار باشد ، چون پدرى مهربان هستم . ولى شمشير وتازيانهء عقوبتم آماده است براي آن كس كه از دستور من سرپيچى كند وبيعت خود را بشكند . پس هر كس بايد بر خود بترسد وراستى گفتار هنگام عمل معلوم مىشود نه تهديد ؛ يعنى اين سخن جنبهء تهديد تنها ندارد ، بلكه حقيقتي مسلم است . » اين سخنان كوتاه را گفت واز منبر به زير آمد . از آن سو چون مسلم بن عقيل از ورود عبيداللَّه بن زياد اطلاع يافت وسخنانش را شنيد ، از جايگاه خود خارج شده وبه در خانهء هانى بن عروه آمد ووارد كرياس خانه شد . كسى را به داخل فرستاد وأو را به در خانه دعوت كرد وچون هانى به كرياس در رسيد ، مسلم بدو گفت : « آمده أم تا مرا پناه دهى واز من پذيرايى كنى . » هانى بدو گفت : « خدايت رحمت كند كه كار دشوارى بر من تكليف كردى ! اگر وارد خانهء من نشده بودى وبه من اعتماد نكرده بودى ، من خوش داشتم كه از اين جا به جاى ديگر بروى وبه خانهء من نيايى ، ولى اكنون روى قانون پناهندگى مرا ملزم كردى كه از تو دفاع كنم ، وارد شو . » مسلم به خانهء هانى درآمد وشيعيان نيز در همان خانه با مسلم رفت وآمد مىكردند . محلّاتى ، ترجمهء مقاتل الطالبيين ، / 92 - 95 ( 1 ) ( 1 ) [ لم يرد في العيون ] . ( 2 - 2 ) [ لم يرد في مثير الأحزان ] . ( 3 - 3 ) [ لم يرد في إعلام الورى ] . ( 4 ) ( 4 ) [ العيون : وأتى ، وفي مثير الأحزان : ودخل ] . ( 5 ) - [ لم يرد في مثير الأحزان ، وفي العيون : فآواه ] . ( 6 ) - [ إعلام الورى : أقبلت ] . ( 7 - 7 ) [ إعلام الورى : سرّاً ] . ( 8 ) - واز آن سو چون مسلم‌بن عقيل‌آمدن عبيداللَّه‌را به كوفه دانست وسخنان اورا شنيد وسخت‌گيرىهايى كه با رؤسا وسرشناسان كوفه كرده به گوشش رسيد ، از خانهء مختار بيرون رفته وبه خانهء هانىبن عروه درآمد . پس شيعيان دور از چشم مأمورين عبيداللَّه‌بن زياد ، به نزد أو رفت وآمد مىكردند وبه يكديگر سفارش مىكردند جاى مسلم را به كسى نشان ندهند . محلّاتى ، ترجمهء ارشاد ، 2 / 42 - 43