قال : ولم يزل يقاتل حتّى قتل من القوم ثلاثمائة فارس ، ثمّ أخذوه أسيراً وأدخلوه على ابن سعد ( لعنه اللَّه تعالى ) فقال : للَّهدرّك من رجل ، ما أشدّ نصرتك للحسين عليه السلام ، فأمر بضرب عنقه . « 1 »
الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 284
هامش
( 1 ) - وآهنگ جهاد كرد وبدين اشعار ، انشاد ارجوزه فرمود :« أرمي بها مُعلمة أفواقها * والنّفس لا ينفعها إشفاقُها
مسمومة تجري بها أخفاقُها * ليملئنّ أرضها رشاقُها » 1همانا هلال ، مردى دلير وكماندارى دلاور بود كه هرگز عقاب خدنگش ، جز مركز هدف را نشيمن نساخت 2 . هشتاد تير در كنانه 3 آكنده داشت . با هر خدنگ ، مردى را از پشت شبرنگ 4 بر روى زمين افكند . چون تير در كنانه نماند ، مردانه با تيغ حملهور گشت وگفت :« أنا الغلام اليمنيّ البجليّ * ديني على دين حسين وعليّ
إن اقتل اليوم فهذا أملي * فداك رأيي والاقي عملي 5مردى از سپاه ابنسعد كه أو را قيس مىناميدند ، با شمشير آخته 6 به ميدان تاخت . هلال أو را مجال نداد وبىتوانى أو را به مطمورهء 7 نيران فرستاد وبا تيغ سرافشان 8 سيزده تن از بدانديشان را از پاى درآورد . اين وقت ، انبوه لشگر ، به ضرب سيف وسنان ، أو را بخستند وبازوان أو را درهم شكستند وأو را مأخوذ داشته به نزد شمر ذىالجوشن بردند . شمر حكم داد تا سر مباركش را از تن دور كردند .
1 . با تيرهايى كه سوفارهاى آن نشانه دار ومسموم است مىزنم . ترسيدن سودى ندارد ( از مرگ نمىرهاند ) جنبيدن تيرها آنها را مىبرد ( يا با آنها مىرود ) وانداختن آنها زمين را پر مىكند .
2 . خطا نمىكرد .
3 . كنانه ، به كسر كاف : جعبهء تير يا هميان آن .
4 . شبرنگ : نام أسب سياوش .
5 . من جوانى از أهل يمن واز قبيلهء بجيله مىباشم . كيش من كيش على وحسين عليه السلام است . اگر امروز كشته شوم ، فكر وآرزوى من همين است وپاداش خود را درمىيابم ( در بعضي از نسخ ناسخ به جاى بيت ثاني ، اين بيت را در حاشية آورده است :أضربكم ضرب غلام بطل * ويختم اللَّه بخير عملي6 . آخته : بيرون كشيده .
7 . مطموره : سياه چال .
8 . تيغ سرافشان : تيغى كه سرها را جدا مىكند ومىريزد .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 278 - 279
وبه قتل رسيدن نود وچهار تن از آن گروه ، به تير وتيغ هلال بن نافع بجلى ، وهلاكت مزاحم بن حريث به دست نافع بن هلال وهلاكت جماعتى از آنان در تيرباران وكشته شدن أبو عذرهء ضبابى از وجوه لشگر شمر بن ذي الجوشن .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 371