هامش
- نكند شما را در روز قيامت كه بدتر قوم شماييد . »
جماعتى گفتند : « ما نمىدانيم تو چه مىگويى ؟ »
برير گفت : [ متن عربى به تسلية المجالس ارجاع شد ] .
يعنى : « سپاس خداى را كه افزون كرد بصيرت مرا در شما ، اى پروردگار من ! تبرّى 2 مىجويم به سوى تو از افعال اين قوم . اى خداوند من ! زيان وضرر اين جماعت را در ميان ايشان درافكن تا گاهى كه تورا ملاقاة كنند وتو بر ايشان غضبناك باشى . »
اين وقت كوفيان اورا هدف سهام ساختند وخدنگى چند به سوى أو گشاد دادند ، برير باز شتافت .
1 . در أصل « إذ دعوتم » بوده .
2 . تبرّى : بيزارى ، بركنارى .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 235 - 236
در بسيارى از كتب مقتل روايت است كه : آن حضرت چون عزم لشگر شقاوتاثر را بر ريختن خون شريفش مشاهد فرمود ، واز آن سمت شدت تشنگى أطفال وأهل حرم را ديد . أول بريربن خضير همداني را كه از بزرگان عباد وزهاد وقاريان قرآن بود براي اتمام حجت به آن قوم فرستاد ، ودر « كامل التواريخ » زهيربن القين را گفته است ، پس برير در قبال آن قوم ايستاد وفرمود : « اى أهل كوفه ! خداوند مبعوث فرمود پيغمبر خود را به حق براي آن كه بندگان را امر ونهى فرمايد ، وبه سوى أو دعوت نمايد ، واورا چراغ راه هدايت گردانيد ، وشما به زبان تصديق أو كرديد ، وبه أو ايمان آورديد ، وأو ثقل وعترت خود را در ميان شما گذاشت - وغرض برير اشاره به حديث ثقلين بود كه متواتر بين فريقين است ودليل بر حقيقت عترت ووجوب تمسك به ايشان ونصرت ايشان وضلالت متخلف از ايشان بود - وحال اين است كه مىبينيد عترت وأهل أو در كنار شهر شما فرود آمدهاند ، پس چه اراده داريد كه با ايشان رفتار كنيد ؟ »
آن ملاعين گفتند : « نريد أن نمكّن منهم الأمير عبيداللَّه بن زياد . »
يعنى : « مىخواهيم كه بر بيعت ابنزياد فرود آيند ورعيتي اورا قبول كنند ، اگرنه با ايشان قتال كنيم . »
برير فرمود : « وهذا ماء الفرات تقع فيه الخنازير السّود وكلابها وقد حيل بينه وبين ابنه . »
گفت : « اين از كجا روا است كه آب فرات را از پسر پيغمبر خود وأهل بيت أو منع كنيد . »
آن ملاعين گفتند : « بس كن ، اين كلمات بىفايده مگو . »
« فوَ اللَّه ليعطشنّ الحسين كما عطش من كان قبله » .
يعنى : « قسم به خدا كه بايد حسين را تشنه بكشيم ، چنانچه عثمان را تشنه كشتند . »
وآن ملاعين دروغ گفتند ، بلكه در مدينة المعاجز وساير كتب سير وتواريخ است كه حضرت أمير المؤمنين عليه السلام چند مشك آب با حسنين براي عثمان كه محاصره بود فرستادند وحضرت امام حسن عليه السلام را خبر دادند كه در آن روز كشته مىشود وبه شام نمىرسد .
القائنى ، الكبريت الأحمر ، / 227