زوجة وهب :
قتلها مولى شمر بن ذي الجوشن . ونذكر تفصيلها في ترجمة ولدها وهب .
الزّنجاني ، وسيلة الدّارين ، / 137
34 / 42 - امّ وهب بن عبداللَّه بن جناب الكلبيّ
كيف استشهدت ؟
( قال ) ثمّ خرج وهب بن عبداللَّه بن جناب الكلبيّ ، وكانت معه امّه ، فقالت له : قم
هامش
- صاحب « ناسخ » مىفرمايد : من بنده چندان فحص كردهام ، بيشتر از يك وهب نيافتهام ، والعلم عند اللَّه . واين وهببن عبداللَّهبن حباب كلبى است كه نصراني بود وبه اتفاق مادرش كه قمري نام وزوجهاش به دست حضرت سيدالشهدا عليه السلام ايمان آوردهاند . چون روز عاشورا پيش آمد ، مادر وهب به نزد پسر شتافت وأو را تحريض به جهاد نمود .
جوهري در اين مقام شيرين گفته زبان حال اموهب را :فخر عرب وهب پسر نازنين من * نو كدخدا جوان سعادت قرين من
روزى كه ما ز دين نصارا گذشتهايم * عقبا خريدهايم ز دنيا گذشتهايم
شد موسم خزان گلستان فاطمه * بار رحيل بسته جوانان فاطمه
در حيرتم كه ديده ز دنيا نبسته اى * مىبينى اينقيامت وفارغ نشستهاى
برخيز جان فداى شه ارجمند كن * ما را به نزد مادر أو سربلند كن »در « بحار » مىفرمايد : پساز بريربنخضير همداني وهببن عبداللَّه كلبى بهميدان رفت ودر آنروز مادرش با أو بود . قال : ورأيت حديثاً أنّ وهب هذا كان نصرانيّاً ، فأسلم هو وامّه على يدي أبي عبداللَّه الحسين عليه السلام . »
ودر چند كتاب به نظر رسيده كه در منزل ثعلبيه ، وهب ومادرش وزوجه اش به دست حضرت سيدالشهدا به شرف اسلام مشرف شدند وهفده روز بود كه وهب عروسى كرده بود وهنوز بساط عشرت وكامرانى در ننوشته . چون روز عاشورا پيش آمد وجمعى از أصحاب حسين به فيض شهادت فائز شدند ، مادرش به نزد أو آمد واورا تحريض به جهاد نمود . وهب چون سيل سراشيب وپلنگ مهيب به ميدان تاخت وهمى مرد ومركب به خاك هلاك انداخت . ادامهء حكايت در كتاب ناسخ التواريخ ذكر شده است .
محلّاتى ، رياحين الشريعة ، 3 / 301 - 302
زوجهء وهب كه آنفاً ذكر شد وأو أول زنى بود كه در زمين كربلا در راه نصرت حسين عليه السلام به درجهء رفيعهء شهادت رسيد .
محلّاتى ، رياحين الشريعة ، 3 / 304