تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1416

مساهمون:

ص١٤١٦
هامش
- پس همه أو را به علوّ حسب ونسب واستقامت رأى ستايش كردند ، گفتند : « تو پشت وپناه مايى وسرمايهء شرف واعتبار زماني . » يزيد بن مسعود گفت : « شما را براي امرى جمع كرده‌ام كه با شما مشورت نمايم واز شما براي آن امر يارى جويم . » گفتند : « بفرما كه آن‌چه صلاح دانيم بيان كنيم . وبه هر چه امر فرمايى أطاعت نماييم . » گفت : « معاوية مرده است وبه مردن أو ، درگاه جور وطغيان شكسته شد وأركان ظلم وعدوان از هم ريخته . يزيد ، پليدِ شرابخوارِ بدكردار ، بعد از آن ، علَم خلافت افراخته وأو را از علم وبردبارى بهره اى نيست . وبه هيچ وجه قابل رياست وخلافت نيست . وحسين‌بن علي عليه السلام كه صاحب نسب جليل وشرف جميل ورأى أصيل است ، ودرياى علم أو بىپايان است وفضايل وكمالات أو از حد احصا بيرون است ، به اين امر سزاوارتر است ومعدن نبوت ورسالت ومنبع علم وحكمت است ودر رأفت ورحمت ومروت از عالميان ممتاز است . وهر كه از بيعت ومعاونت أو تقاعد نمايد ، به مذلت دنيا وعذاب اليم عقبا مبتلا مىگردد . وأول بنىحنظله اظهار أطاعت وانقياد نمودند ، وبعد از ايشان بنىتميم اظهار رضا وخشنودى كردند ، وبنىسعد گفتند : « ما در اين باب تفكر نموده ، آن‌چه رأى ما بر آن قرار يابد ، تو را اعلام خواهيم كرد . » پس يزيدبن‌مسعود ، عريضه‌اى به‌خدمت آن‌حضرت نوشت واظهار فرمانبردارى وأطاعت وجان‌سپارى نمود ونوشت كه : « قبايل بنىتميم وبنىسعد وبنىحنظله را به أطاعت وانقياد شما مايل گردانيده‌ام وهمگى منتظر قدوم مسرّت لزوم گرديده ، كمر أطاعت بر ميان بسته‌ايم . وهرگاه كه به اين صوب تشريف ارزانى دارى ، جان نثار مقدم شريف تو مىنماييم ومتابعت تو را بر خود لازم مىشماريم . » چون نامهء أو به نظر شريف امام حسين عليه السلام رسيد ، أو را دعا كرد وفرمود : « خدا تو را در روز بيم أيمن گرداند واز تشنگى روز قيامت تو را رها بخشد . » از قضاى الهى ، روزى كه أو خواست كه با لشگر خود از بصره متوجه آن حضرت گردد ، خبر محنت‌اثر شهادت شهيدان كربلا را شنيد . واما منذر بن جارود ، پس نامهء حضرت را به عبيداللَّه بن زياد داد ؛ از بيم آن كه مبادا اين نامه حيله باشد كه أو برانگيخته باشد براي امتحان اشراف بصره . وابن‌زياد لعين ، فرستادهء آن حضرت را گرفت وبر دار كشيد وبر منبر برآمد وأهل بصره را تهديد ، ووعيد بسيار نمود ، ودر روز ديگر متوجه كوفه شد . مجلسي ، جلاء العيون ، / 609 - 611 نامهء حسين عليه السلام به مشايخ بصره اين وقت حسين عليه السلام نامه‌اى بدين منوال به مشايخ بصره نگاشت : [ متن عربى به مقتل أبى مخنف ارجاع شد ] . در جمله مىفرمايد : « خداوند تبارك وتعالى مصطفى را به نبوت ورسالت برگزيد ، با مردمان بذل نصيحت